تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
آرى او با همه باده دوستى و مىخوارگى توانست آن همه شهرها بگشايد و آن همه فيروزيها يابد ، پس بايد گفت اگر به هوشيارى مىكوشيد و كارهاى خود را با خردمندى انجام مىداد هرگز كسى در يونان چه پيش از آن و چه پس از آن در بهادريها به او نمىرسيد . اما هوادارى او از لاكيدومنيان هنوز از آغاز جوانى اين هوادارى را داشت و از اين جهت دو پسر خود را كه توأم زاييده شده بودند ، يكى را به نام لاكيدومنيوس « 1 » و ديگرى را به نام اليس « 2 » ناميده بود . استسيمبروتوس مىگويد : مادر اين دو پسر زنى از كليتوريوم « 3 » بود . از اين جهت پريكليس گاهى بر آنان نكوهش نموده مىگفت : خون مادر خود را در تن داريد . ولى ديودوروس « 4 » جغرافىنگار ثابت مىكند كه اين دو پسر و پسر ديگر كيمون كه نامش ثسالوس « 5 » بود از ايسوديكى « 6 » دختر ايوروپتوليموس « 7 » زاييده شده بودند . به‌هرحال يقين است كه كيمون به جهت دشمنى ثميستوكليس با لاكيدومنيان رابطه داشت زيرا آنان ثميستوكليس را سخت دشمن مىدانستند و از كيمون از آغاز جوانى او پشتيبانى مىكردند تا در برابر ثميستوكليس در آتن بزرگش گردانند . آتنيان هم در آن هنگام از اين كار ايشان خرسندى مىنمودند و آن مهربانى لاكيدومنيان را براى كارهاى خودشان بسيار سودمند مىشمردند . زيرا در آن هنگام اسپارتيان روزبه‌روز نيرومندتر مىگرديدند و همه يونانيان به سوى خود مىكشيدند و اختيار همه كارها در دست آنان بود . از اين جهت از مهرى كه به كيمون مىنمودند آتنيان خرسندى داشتند ، ولى سپس كه خود آتنيان زورمند گرديده بودند از دلبستگى كه كيمون به لاكيدومنيان مىنمود خشمناك مىشدند و چون كيمون هميشه در گفتگوهاى خود نام آنان مىبرد و بر آتنيان برتريشان مىداد مثلا گاهى مىگفت : لاكيدومنيان هرگز چنين كارى نمىكنند . از اينجا آتنيان ناخرسندى از او مىنمودند و كم‌كم كار به دشمنى با وى كشيد . ليكن بزرگ شدن داستان تا اين اندازه كه او را به هوادارى لاكيدومنيان متهم گرداند از يك پيش‌آمدى برخاست كه در پايين شرح مىدهيم :
هامش
( 1 ) .Lacedaemonius( 2 ) .Eleus( 3 ) .Clitoriom( 4 ) .Diodorus( 5 ) .Thessalus( 6 ) .Isodice( 7 ) .Euryptolemus
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي ) — صفحة 122 | پلوتارخ / كسروى