تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
دوست داشته تا توانسته‌ام پيروى از سادگى آنها نموده‌ام و اين است كه هرگز نيازى به پذيرفتن هديه از كسى ندارم بلكه هميشه كوشش من در اين راه بوده كه شهر خود را توانگر گردانم و پياپى مالهاى تاراجى به اين شهر آورده‌ام . استيسمبروتوس كه اين داستان را آورده مىگويد : الپنيكى هم به پشتيبانى برادر خود سخنانى به پريكليس كه دشمنى بيشتر را او مىنمود گفت : ولى پريكليس لبخندى زده پاسخ داد : الپنيكى ! تو پيرتر از آنى كه به چنين كارها دخالت نمايى . به‌هرحال كيمون از اين محاكمه پاكدامن درآمد و تبرئه گرديد . نيز در زندگانى عمومى خود همچنان برقرار ماند و تا زمانى كه در شهر درنگ داشت چون توده مردم كينه بزرگان را در دل داشتند و رشته كارها را جز در دست خود نمىخواستند او هميشه مىكوشيد آنان را از تند روى باز دارد . ولى چون به جنگ بيرون رفت توده بىسرپرست گرديده ، همه قانونها و عادتهاى ديرين را كه تا اين هنگام نگهداشته بودند دور انداختند و به تحريك افيالتس از شناختن محكمه آريوپاگوس « 1 » سرباز زده در همه دعويها و كارها خودشان دخالت نمودند . در نتيجه اين كارها حكمرانى از هرباره دموكراسى گرديد و پريكليس كه از ديرزمانى نيرومند گرديده بود اختيار از توده را در دست داشت . كيمون چون از جنگ برگشت و كارها را بدينسان ديد سخت رنجور گرديد و كوشش بسيار به كار برد تا دوباره كارها را به سامان آورد و آريستوگراسى را بدانسان كه در زمان كليستنيس بود زنده گردانيد . ديگران با او كشاكش داشتند و آنچه مىتوانستند دريغ نمىگفتند . از جمله گفتگوهاى ديرين را درباره رابطه با خواهرش دوباره تازه مىساختند . همچنين او را به هوادارى لاكيدومنيان متهم مىنمودند ، چنان كه ايوپوليس « 2 » شاعر در شعرهاى مشهور خود درباره كيمون به اين تهمتها اشاره كرده مىگويد : او نيكو بود بدانسان كه ديگران نيكو بودند . ولى هميشه در پى باده‌خوارى و تن‌آسايى بود . شبها چه بسا كه آهنگ اسپارتا مىنمود . و خواهر خود را در خانه تنها مىگزاشت .
هامش
( 1 ) .Areopagus( 2 ) .Eupolis
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي ) — صفحة 121 | پلوتارخ / كسروى