شرقى به اسلام و مسلمانان روا مىداشتند نيز اندك بود « 1 » . محمد خوارزمشاه نه تنها كمكى به هم كيشان خويش در كاشغر و ختن نكرد بلكه حتى نتوانست از نواحى شمالى ماوراء النهر در مقابل تعرضات كوچلك دفاع كند . به گفتهء ابن اثير « 2 » وى لا اقل تا سال 611 هجرى / 1214 ميلادى تابستان را در سمرقند مىگذرانيد زيرا از حملهء كوچلك به ماوراء النهر بيمناك بود . سرانجام به اهالى اسفيجاب و شاش و فرغانه و كاسان امر شد به جنوب غربى نقل مكان كنند و زان پس آن نواحى ويران شد تا بدست كوچلك نيفتد « 3 » . اينكه نام كاسان در كنار فرغانه آمده بايد چنين تعبير شود كه امر مزبور فقط مربوط به بخشى از فرغانه بوده كه آنسوى سيردريا ( سيحون ) قرار داشته . اما راجع به اسفيجاب و شاش ، خبر ابن اثير را گفتههاى ياقوت « 4 » كاملا تأييد مىكند ، زيرا ياقوت نيز علت آن اقدام را همين مىداند و مىگويد چون خوارزمشاه از عهدهء حكومت بر آن نواحى برنمىآمده ويرانشان كرد . بارى نتيجهء مبارزه ميان مقتدرترين سلطان مسلمان و پيشواى صحرانشينان چنين بود و حال آنكه در سال 615 هجرى / 1218 ميلادى سردار مغول به آسانى كار او [ كوچلك ] را يكسره كرد .
عمليات محمد خوارزمشاه عليه يك دشمن ديگر صحرانشين خويش يعنى قپچاقيان موفقيتآميزتر بوده است . متصرفه سغناق به قلمرو دولت
هامش
( 1 ) - دربارهء وى رجوع شود به : بارتولد ، « دربارهء مسيحيان در تركستان » ص ، 29 ؛ بارتولد ، « تاريخ مختصر هفتآب » ، ص 111 ( از جوينى هم : چاپ قزوينى ،II، 52 و بعد ) .
( 2 ) - چاپ تورنبرگ ،XII، 199 .
( 3 ) - همانجا ، 179 .
( 4 ) - « معجم » ،I، 250 - 249 ؛III، 234 .