و هريك از شاهزادگان مىبايست يك پنجم نيروى خويش را به آن اختصاص دهد . ايلچداى [ وصاف : ايلچكداى ] كه از قوم جلاير و برادر اصغر ايلوق - للهء اوكتاى قاآن بود به سردارى آن لشكر منصوب شد « 1 » . در نظر بود متصرفات اسماعيليان و خليفهء بغداد را به زير فرمان درآورند « 2 » .
گيوك رئيس اولوس جغتاى « 3 » يعنى قراهلاكو را معزول كرد و اعلام داشت كه « با وجود پسر نواده چگونه ولى عهد باشد » . يسو - منكو [ پيسو منكو ، ميسو - منكو ] دوست گيوك ، و ارشد پسران زندهء جغتاى ، بر تخت نشانده شد . بنا به گفتهء رشيد الدين وى هميشه مست بود ، به طورى كه امور معيشت و حتى تداركات شكار باقوش را هم زوجهاش توقاشى خاتون « 4 » اداره
هامش
( 1 ) - در اين باره به رشيد الدين رجوع شود ، چاپ برزين ، متن ، بخشVII، 49 ترجمه بخشV، 38 . ( در اينجا فقط گفته شده است كه اوكتاى قاآن ايلچداى را « ملازم گردانيد » ( در چاپ برزين چنين است ؛ « ايلچكداى » - به بعد ص حدود 1035 رجوع شود .
( 2 ) - جوينى ، نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 92 ؛ ( چاپ قزوينى ، 212 - اينجا دربارهء خليفه سخنى نرفته است - تحريريه ) .
( 3 ) - جوزجانى ( ترجمهء راورتى ،II، 1157 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 401 ) گيوك را متهم مىكند كه پسر عمهاى خود - فرزندان جغتاى - را به قتل رسانيده ، ولى اين اتهام را ديگر منابع تأييد نمىكنند .
( 4 ) - رشيد الدين ، نسخهء خطىGPB،V، 3 ، 1 ، ورق 192 ؛ نسخهء خطى موزهء آسيائى ( 66D) 566a، ورق 188 ؛ نسخهء خطىGPBدرن 289 ، ورق 211 ؛ ( چاپ بلوشه ، 175 ؛ « متون » ، ص 123 ) . نام زوجهء يسو - منكو در متن ، نسخهء خطىGPB،V؛ 3 ، 1 ، ورق 207 « تايشى » يا « نايشى » ؛ نسخهء خطىGPBدرن 289 ،