كند تا با او مناظره كنند » . مناظره در حضور گيوك خان صورت گرفت :
« چون در آن مجلس بنشست از وى پرسيدند كه محمد چه كس بوده است ؟ بيان آن كن . آن امام ربانى گفت : محمد خاتم النبيين و سيد المرسلين و رسول رب العالمين بوده . . . موسى عاشق منقبت او اللهم اجعلنى من امة محمد عيسى چاوش كوكبهء او كه مبشرا برسول ياتى من بعدى اسمه احمد [ گفته ] . . .
آن جماعت كفار گفتند كه : پيغمبر آن بود كه روحانى محض بود و به شهوت نسوان تعلق نه كند و بدان التفات نه نمايد چنانچه عيسى بود ، محمد را نه حجره و چندين فرزند بوده است ، اين چگونه باشد ؟
آن امام ربانى گفت : داود پيغمبر را عليه السلام نود و نه زن بوده است . . .
و سليمان صاحب امكان را سيصد و شصت زن بود در نكاح و يك هزار كنيزك خدمت فراش او كردندى . آن جماعت كفار از راه تعند و انكار و مكابره و اصرار نبوت داود و سليمان عليهما السلام انكار كردند و گفتند : ايشان پادشاه بودهاند « 1 » . . . »
سرانجام مسيحيان مناظره را موقوف داشتند و از گيوك خان خواستند كه به امام امر كند تا وى نماز گزارد و همهء تشريفات آن را مرعى دارد . امام مسلمانى را دعوت كرد و به اتفاق وى به نماز ايستاد . مسيحيان هر دوى ايشان را ناراحت مىكردند و به هنگام سجود مىزدند و مجبورشان مىكردند تا سختتر پيشانى به خاك بكوبند . ولى مسلمانان نماز را قطع نكردند و پس از پايان آن به آرامى به منزل خويش رفتند . در همان شب گيوك خان به جزاى توهين به امام بدرود زندگى گفت . روز بعد فرزندان او به عذرخواهى
هامش
( 1 ) - ( جوزجانى ، ترجمهء راورتى ،II، 1162 - 1160 ؛ چاپ ناسائو - ليس 405 - 404 ) .