بعدها اسامى ايشان در يرليغى كه از طرف چنگيز خان خطاب به ركن الدين - كرت « 1 » نياى دودمان معروف اميران هرات ، صادر شده بوده نقل گشته است .
در يرليغ مزبور همهء امراى لشكر و نواحئى كه مغولان مغلوب ساخته بودند برشمرده شده است . دريغا كه سند مزبور به دست ما نرسيده . اما راجع به ديگر ساكنان شهر ، از ميان ايشان 30000 پيشهور به پسران و خويشاوندان چنگيز خان داده شد . و 30000 تن نيز براى كارهاى محاصره برده شد . و باقى رخصت بازگشت به شهر يافتند و ضمنا مبلغ 200000 دينار از ايشان سربها ستاندند ( يعنى باقى اموال ايشان را مسترد داشتند ؟ ) . پس از آن نيز چندين بار ساكنان شهر را بردند ، بطورى كه تقريبا سمرقند بالكل خالى از سكنه گشت .
و در زمان چان - چون فقط ربع عدهء ساكنان پيشين سمرقند در شهر باقى مانده بوده « 2 » .
چنگيز خان پس از تسخير سمرقند موقتا پيشروى لشكريان خويش را
هامش
( 1 ) - ( يا « كرت » كه اكنون صحت قرائت اخير معلوم شده ( اظهارات شفاهى و .
ف . مينورسكى ) - تحريريه ) .
( 2 ) - چان - چون ، ترجمهء كافاروف ، 311 ؛
78 .Bretschneider , « Researches » , vol . I , Pجوينى ( چاپ قزوينى ،I، 94 ) داستان لطيفهگونهاى دربارهء سقط شدن فيلانى كه در سمرقند بدست مغولان افتاده بودند نقل مىكند . چنگيز خان پرسيد كه اينان خورششان چيست . گفتند : علف ، فرمود رهايشان كنيد « تا خود مىزنند و مىگيرند و پيلان را گشاده كردند تا هلاك شدند » از گرسنگى . ولى از سخنان چان - چون پيداست كه فيلان هنوز در زمستان 22 / 1221 ميلادى زنده بودهاند ( چان - چون ، ترجمهء كافاروف ، 312 ؛
. ( 79 .Bretsehneider , « Researches » , vol . I , P.