گذشته از اين عده ، اندكى پيش از آغاز محاصره ، حاجب قراجه با فوجى مركب از ده هزار تن به يارى او اعزام شده بوده . قراجه پس از تحمل پنج ماه محاصره ( ؟ ) « 1 » تصميم گرفت تسليم شود و با لشكريان خويش از شهر خارج شد . مع هذا جغتاى و اوكتاى امر به كشتن او دادند ، زيرا كه پس از خيانتى كه به سلطان كرده بوده ، ديگر وى را شايستهء اعتماد نمىدانستند . ساكنان اترار دچار همان سرنوشت مردم بخارا شدند . از شهر بيرونشان بردند و شهر را مورد نهب و غارت قرار دادند . دژ اترار ماهى ديگر از خود دفاع كرد و چون مسخر مغولان شد ، همهء مدافعان آن هلاك شدند . اينال خان به بام يكى از ساختمانها گريخت و چون همهء تيرهايش بپايان رسيد آجر بسوى مغولان پرتاب مىكرد . ظاهرا به مغولان امر شده بود كه وى را زنده اسير كنند و در ميانش گرفتند و مقيدش ساختند و به نزد چنگيزخانش به كوكسراى فرستادند و به سياستى بيرحمانه ، كه نسوى شرح آن داده ، رسيد « 2 » .
روز سوم ، محصوران ، در سمرقند ، به قصد حمله به دشمن بيرون آمدند .
به گفتهء ابن اثير و جوزجانى اين خروج به شكست وحشتانگيزى منجر شد .
مغولان بر سر راه مسلمانان كمين كردند و تا نفر آخر ايشان را به هلاكت رسانيدند و در آن گيرودار به گفتهء ابن اثير 70000 و بقول جوزجانى 50000 نفر تلف شدند . ابن اثير مىگويد كه لشكريان سلطان در خروج از شهر شركت نجستند و فقط اهالى مبدع و مبتكر اين امر بودند . اين گفتههاى معاصران وقايع مزبور ،
هامش
( 1 ) - از جزئيات تسخير اترار فقط جوينى سخن مىگويد ( چاپ قزوينى ،I، 64 و بعد ؛ 111 - 110 .Schefer , « Chrestomatie Persane » , t . II , PP( 221 - 219 .D'Ohsson , « Histoire des Mongols » , t . I , pp.
( 2 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 37 ؛ ترجمه 63 .