غريبى در واقع بوجود آمده بوده ، مسلما ابن اثير دربارهء آن از فقيه سابق - الذكر اطلاع حاصل مىكرد و سخنى مىشنيد . ولى در عوض گفتهء ابن اثير با داستانى كه جوينى آورده كه چنگيز خان از مردم شهر خواست تا فهرستى از توانگران و مقدمان تنظيم كنند و در مورد مطالبات پولى خويش به ايشان مراجعه مىكرده - مطابقت دارد . شهر را پس از تاراج و غارت طعمهء آتش ساختند .
و فقط مسجد جامع و چند كاخ كه از آجر پخته ساخته شده بوده باقى ماند « 1 » .
گمان نمىرود كه آتش زدن به شهر در نقشهء چنگيز خان بوده است . در شهر بخارا بسبب فشردگى و نزديكى ابنيه بيك ديگر حريقهاى ويرانكننده پديدهاى عادى شمرده مىشده ، و آتشسوزى به هنگام غارت و تاراج امرى اجتناب - ناپذير بوده است . ( رجوع شود به ما قبل ص 263 ) .
مغولان چون از بخارا روانهء سمرقند شدند دستجات عظيمى از اسيران را با خود بردند . بنا به اطلاعاتى كه ابن اثير ميدهد و بىشك از فقيه ياد شده ، دريافت كرده بوده ، سرنوشت اسيران مزبور فوق العاده سخت و رقتانگيز بوده است . اسيران مىبايست پياده به دنبال سواران مغول حركت كنند . هر كس در راه بر اثر خستگى فرو مىماند كشته مىشد « 2 » . در ميان آن جمع ، گذشته از شهريان اسير ، مسلما اهل روستا نيز بودند . مغولان در همهء سرزمينهائى كه به عمليات مىپرداختند ، روستائيان قراء اطراف را براى كارهاى مربوط به
هامش
( 1 ) - اين سخنان را كه دوسون ( 243 .Histoire des Mongols » , t . l , p» ) به ابن اثير نسبت مىدهد . در واقع فقط در تأليف جوينى وجود دارد ( چاپ قزوينى ،I، 82 ؛ ( 82I؛ 124 .Schefer , « Chrestomatie Persane » , t . II , P.
( 2 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ،XII، 240 ؛ 10 ،I،. CMIZO.