هر فرد تيرانداز مىبايست شترى و سلاح و آذوقه با خود بردارد . نسوى « 1 » دريغ مىخورد كه سلطان كرانههاى آمودريا ( جيحون ) را پيش از آنكه داوطلبان گرد آيند ترك گفت . مردم از هر سو روى آورده بودند و اگر او صبر مىكرد ، در رأس بزرگترين لشكرى كه كس تا آن روز ديده بود - قرار مىگرفت .
« انبوهى خواست شدن كه در هيچ عهدى نشان آن ندادهاند » . اما در واقع در پايان بهار سال 617 هجرى / 1220 ميلادى هنوز داوطلبان گردنيامده بودند و اين خود مىرساند كه جمعآورى ايشان - بر خلاف گفتهء مورخ مزبور - چندان با موفقيت جريان نداشته و سلطان از اين جانب نيز با حسن توجهى مواجه نگشته بوده ، همچنانكه مورد التفات لشكريان ترك خويش نيز نبوده « 2 » .
مورخان مسلمان تاريخ دقيق ظهور مغولان را در زير حصار اترار ذكر نمىكنند و حال آنكه اين موضوع در تاريخ اسلام واجد اهميت است . به
هامش
( 1 ) - نسوى « سيرت جلال الدين » .
( 2 ) - دربارهء روحيهء تودههاى مردم ماوراء النهر بلافاصله پيش از هجوم مغول اطلاعات موثق در دست نداريم . اشعار خرمآبادى كه عوفى نقل كرده ( « لباب الالباب » ،I، 202 ) و از مبارزه با تاتاران در آن سخن رفته محتملا مربوط به پيكار با چنگيز خان نبوده بلكه راجع به نبرد با كوچلك است . ( شمس الدين محمد بن قيس الرازى مؤلف كتاب عروض فارسى [ المعجم فى معايير اشعار العجم ] مىگويد كه در آسياى ميانه شايعات مبهم دربارهء هجوم مهيب تاتار كه در شرف تدارك و تكوين بوده انتشار يافت و مردم بسيار وحشتزده شدند و به سوى مغرب گريختند . و خود مؤلف نيز چنين كرد و به فارس گريخت ( رازى ، « معجم » ، چاپ قزوينى - براون ، 3 و بعد ) . - تحريريه ) .