در دست داشت . سرانجام در مكران اسير شد و در اسارت جان سپرد « 1 » .
افتادن بلخ بطور قطع به دست سلجوقيان ، و بالنتيجه قطع رابطهء كامل غزنويان با ماوراء النهر فقط در سال 451 هجرى ( 1059 ميلادى ) ، طبق قراردادى كه ميان داود و سلطان غزنوى ابراهيم بسته شد ، عملى گشت « 2 » .
در آن مدت بورى تگين ابراهيم حكومت و قدرت خويش را در ماوراء النهر استوار ساخت و دولتى مستقل ايجاد كرد . از سكهها چنين برمى - آيد كه وى در سال 433 هجرى / 42 - 1041 ميلادى « 3 » بخارا را در تصرف داشته و شايد هم به سمت تابع و دستنشاندهء بغراخان در آن شهر مستقر بوده است . در سكهاى كه به سال 438 هجرى / 47 - 1046 ميلادى محتملا در سمرقند ضرب شده بوده « 4 » لقب كامل ابراهيم « عماد الدوله و تاج الملة سيف خليفة اللّه طمغاج خان ابراهيم » ذكر شده است « 5 » . لقب طمغاج خان « 6 » كه ابراهيم بر خود نهاده و پيش از وى بغرا خان نيز بدان ملقب بوده - تقليدى بوده از
هامش
( 1 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 868 - 867 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 691 ) ؛ ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ،IX، 346 .
( 2 ) - 77 .Bd II , S، «Der Islam» ،ller؟Muرجوع شود نيز به جوزجانى ، ترجمهء راورتى ،I، 403 ، 132 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 20 ) .
( 3 ) - ماركوف ، « فهرست تملكات » ، ص 256 .
( 4 ) - همانجا ، 262 .
( 5 ) - عماد الدوله و الخ .
( 6 ) - با املاى « طفغاچ » و « طنغاچ » نيز ديده شده . در نوشتههاى ارخن « طبغاچ » آمده . دربارهء معنى اين كلمه رجوع شود به :rkischen Inschriften؟Der alttu» ،Radloff. 35 .Nachworte , S» -Hirth، 428 .der Mongolei » Lief . III , S