تأليف فردوسى [ شاهنامه ] به نام وى اهداء شده مع هذا اگر محمود را حامى تمايلات ملى ايرانيان بدانيم خطا خواهد بود . نيروى جنگى محمود منحصرا از غلامان زرخريد و مزدوران تشكيل شده بوده . نظام الملك ضمن اينكه تركيب لشكر را از اقوام مختلفه ضرورى مىشمارد « 1 » به ويژه به محمود اشاره و استناد مىكند و اخبار تاريخى نيز سخنان وى را تأييد مىنمايد « 2 » . محمود به همهء اتباع ديگر خويش فقط همچون نيروى پرداختكننده [ ماليات و عوارض و غيره ] مىنگريسته و هرگونه تجلى مراتب ميهنپرستى را از طرف ايشان بىجا مىدانسته . بنا به گفتهء بيهقى ساكنان بلخ « 3 » بخاطر مقاومتى كه در برابر قراخانيان ابراز داشته بودند ( به ماقبل ص 78 - 577 رجوع شود ) ، فقط مورد عتاب و توبيخ سخت محمود قرار گرفتند و وى گفت كه : « مردمان رعيت را با جنگ كردن چهكار باشد ؟ لاجرم شهرستان ويران شد و مستغلى بدين بزرگى از من بسوختند « 4 » : تاوان از شما خواسته آيد . ما آن درگذاشتيم .
نگريد تا پس از اينچنين مكنيد ، كه هر پادشاهى ، كه قوىتر باشد و از شما خراج خواهد و شما را نگاه دارد خراج ببايد داد و خود را نگاه داشت . . . » اين
هامش
( 1 ) - چاپ شفر ، متن ، 92 ؛ ترجمه 136 - 135 .
( 2 ) - به گفتهء عتبى ( نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 99 ؛ عتبى - منينى ،ll، 84 ؛ ( 386 .p، «mineddoula؟Histoire de Ye» ،de Sacyلشكريان محمود كه در سال 399 هجرى نزديك بلخ پيروز شدند مركب بودند از تركان و هندوان و خلجان و افغانان و غزان ( محتملا « الغزنويه » خطاست و بايد « الغزيه » خوانده شود ) .
( 3 ) - چاپ مورلى ، 688 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 551 ) .
( 4 ) - منظور بازار بزرگ شهر است كه به فرمان محمود ساخته شده بوده و هنگام تصرف شهر طعمهء حريق شده بود .