ابن محمد ، كه از خاندان بزرگان بوده ، به رئيسى نيشابور منصوب گشت .
جد او در شمار « اعيان و توانگران » عهد سامانيان بوده و پدرش در زمانى كه محمود هنوز سپهسالار خراسان بوده به وى پيوسته بود . رئيس جديد بى - درنگ اقدامات سختى عليه كراميان به عمل آورد . ابو بكر به مجازات رسيد و از اموال خويش محروم گشت « 1 » و پيروان اصلى وى در دژهاى متفرقه زندانى شدند . رئيس به ديگر نمايندگان روحانى و به ويژه علويان اعلام كرد كه بايد در مقابل احترامى كه نسبت به ايشان مرعى مىگردد بدون قيدوشرط مأمور اوامر و مطيع مقامات غير روحانى باشند « 2 » .
جنگهاى دينى يا غزوات محمود ، بطوريكه ديگران نيز خاطرنشان ساختهاند « 3 » كاملا به انگيزهء تصرف ثروتهاى هندوستان بوده و هيچ دليلى در دست نيست كه تعصبات مذهبى و دينى را محرّض آن بدانيم . تعقيب و ايذاء مرتدان و بددينان نيز توجيهى جز علل سياسى پيش گفته ندارد . گاه اتهام به ارتداد و بددينى فقط بهانهاى بوده براى ضبط و تصرف اموال متهم « 4 » . گرچه
هامش
( 1 ) - مع هذا فعاليت او پايان نيافت . وى پس از مرگ محمود باتفاق دوست خويش قاضى صاعد در شمار كسانى بوده كه بهنگام ورود سلطان جديد مسعود به نيشابور از طرف سلطان مورد تفقد و احترام قرار گرفتند ( بيهقى ، چاپ مورلى ، 39 ( چاپ غنى - فياض ، 39 ) ) . در مقامات شيخ ابى سعيد نيز اين دو نفر همچون تعقيبكنندگان مرتدان و بددينان معرفى شدهاند ( ابن المنور ، چاپ ژوكوسكى ، 84 و بعد ) به بعد حدود ص 650 رجوع شود .
( 2 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 146 ؛ عتبى - منينى ،II، 325 : « فاشعرهم ان حشمتهم بالطاعة مرصولة » .
( 3 ) - منوچهرى ، مقدمه ، 133 .
( 4 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ،IX، 283 .