رياست سوباشى تگين نيشابور و طوس را اشغال كند و دومى به رياست جعفر تگين بلخ را متصرف شود . هر دو گروه جنگى وظيفهء محوله را انجام دادند .
ساكنان بلخ سخت در برابر دشمنان مقاومت كردند و بدينسبب آن شهر غارت شد « 1 » . در نيشابور مردم فاتحان را بدون ابراز پايدارى استقبال كردند و اشراف « 2 » محل در اينجا نيز مانند ماوراء النهر جانب ايشان را گرفتند . محمود چون خبر هجوم اينان را شنيد به شتاب به غزنه بازگشت و جعفر تگين را مجبور كرد از بلخ به ترمذ عقبنشينى كند . سوباشى تگين نيز نتوانست در مبارزهء با محمود و سرداران وى پايدارى كند و فقط با عدهء اندكى از لشكريان خود به ماوراء النهر رسيد و بنهء خويش را به نزد خوارزمشاه على فرستاد « 3 » . برادر سوباشى و نهصد نفر از لشكريان وى اسير شدند . ايلك خواست توجه محمود را از سوباشى منصرف كند و بسوى ديگر معطوف دارد و بدين منظور بارى
هامش
( 1 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 688 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 551 ) ؛ « متون » ، ص 157 ( حافظ ابرو ) .
( 2 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورقb97 ؛ عتبى - منينى ،II، 77 : « و ما يلهم كثير من اعيان خراسان » .
( 3 ) - ويلكن در ترجمهء ميرخوند خود ( تاريخ غزنويان ، 163 ) ارسال بنه را به خوارزم به ارسلان جاذب نسبت مىدهد ، ولى متن ( همانجا ؛ 31 ) حاكى از چنين ترجمهاى نيست . اين اشتباه وارد آثار زاخائو ، «Zur Gesehichte» ،Sachau) 8 .II . Sو استاد وسلوفسكى شده ( اطلاعات تاريخى و جغرافيائى ، ص 45 ) . رينولدس ، برغم تبصرهء زاخائو ، در اينمورد كاملا دقيق است ؛ رجوع شود به : عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 98 ؛ همچنين : « ،mineddoula؟Histore de Ye» ،De Sacy385 .p