جدولهاى نجومى ابن يونس « 1 » به « امير المؤمنين ابو على المنصور سلطان اسلام و امام الحاكم بامر اللّه » تقديم شده ( از 336 تا 412 هجرى / 996 - 1021 ميلادى ) . مقدسى « 2 » با « سلاطين و وزراء » صحبت داشته بوده و دربارهء يكى از شهرهاى كوچك آسياى ميانه مىگويد كه در آن شهر « بيشتر ساكنان كفارند ولى سلطان ايشان مسلمان است » . مورخان و شاعران دربارى محمود را سلطان مىخواندند و محتملا نويسندگان اسناد رسمى نيز وى را در اسناد چنين ملقب مىساختند . ولى عوام در محاورهء روزانهء محمود و جانشينان وى را بطور اعم كماكان امير مىخواندند . در تأليف بيهقى اشخاص در مكالمه مسعود را مدام « امير » خطاب مىكنند . گرديزى تقريبا كلمهء « سلطان » را به كار نمىبرد و اين واژه در سكههاى دوران پادشاهى نخستين اميران غزنوى نيز ديده نمىشود « 3 » .
قراخانيان نيز خويشتن را « موالى امير المؤمنين » مىشناختند « 4 » و لااقل در ماوراء النهر چنين بوده . در ماوراء النهر هم در نخستين سالهاى حكومت آن دودمان به نام خليفه قادر سكه ضرب مىكردند « 5 » . ايدك نصر در مسكوكات خويش لقب « ناصر الحق » داشته . موافقت و سازش بين او و محمود در
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى ليدن ، شمارهء 143 ( دربارهء آن رجوع شود به :
88 .Catalogue LB . Vol . III , p)
( 2 ) - مقدسى ، 44 ، 275 .
( 3 ) - لن پول ، « دودمانهاى مسلمان » ، ص 243 .
( 4 ) - اين كلمات در سكهء بخارى سال 390 هجرى / 1000 ميلادى نيز ديده مىشود ( ماركوف ، « فهرست تملكات » ص 198 ) .
( 5 ) - از سال 393 هجرى / 1003 ميلادى ( همانجا ص 200 )