به گفتهء نظام الملك شاهان « هميشه اين كار را به يكى از خواص فرمودندى يا خادمى را يا تركى پير را كه هيچ محابا نكردى و خاص و عام از او بترسيدندى » با اين حال در عهد سامانيان حتى دانشمندان و علما شاغل اين شغل بودهاند « 1 » .
محتملا مجازات و تنبيه و « مالش » محتسب در حق مقصران ، در آن دوران ، هنوز صورت خشنى را كه بعدها پيدا كرد نداشته .
ديوان عليحدهاى كه در زمان سامانيان براى ادارهء اوقاف وجود داشته ظاهرا بعدها منحل شد . در منشورهاى قرن ششم هجرى ( دوازدهم ميلادى ) ادارهء امور وقف جزو وظايف قاضى قلمداد شده « 2 » .
در رأس ديوان قضا « قاضى القضاة » قرار داشته . ايرانيان اين شغل را با وظيفهء « موبد موبدان » زمان ساسانيان نزديك و همسنگ مىدانستند « 3 » . گذشته از اين دعاوى قضائى و به ويژه شكاياتى كه از بدرفتارى اصحاب مناصب مىرسيده غالبا توسط شخص پادشاه « 4 » و يا يكى از افراد خاندان شاهى كه به اين شغل منصوب مىشده - مورد رسيدگى قرار مىگرفته « 5 » .
هامش
( 1 ) - « متون » ، ص 66 ( سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « المحتسب » ) .
( 2 ) - « متون » ، ص 75 ( بغدادى ، « كتاب التوسل » ) .
( 3 ) - نظام الملك ، چاپ شفر ، متن 39 ؛ ترجمه ، 57 ؛ دربارهء مشاغل قضائى موبد بزرگ ( م - هو - تنmogpetan - mogpet) در منابع چينى نيز سخن رفته ( بيچورين « مجموعهء اطلاعات » ، چاپ اول ،III، 168 ؛ 581p، «Sino - Jranica» ،aufer.
( 4 ) - نظام الملك : چاپ شفر : « متن » ، 17 ؛ ترجمه ، 26 .
( 5 ) - سمعانى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 209 ( دربارهء ابو يعقوب اسحق برادر اسمعيل : « كان على مظالم بخارا » ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « السامانى » .
( 6 ) - « متون » ، ص 52 ( سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الاسبانيكثى » ) .