افكار بلند جوانمردى هم در فاتحان بىتأثير نبوده . قتيبه كه مى - خواسته جنگجويان خويش را تشويق و تشجيع كند آنانرا « دهقانان عرب » ناميده بود « 1 » . ثابت بن قطبه سوارى عرب و يكى از هم رزمان موسى بن عبد اللّه در ترمذ بوده است و در ميان اهل محل از چنان حرمت و عزتى برخوردار بوده كه افراد مردم بين خود به « جان ثابت » سوگند مىخوردند « 2 » . ثابت نيز مانند فرمانروايان محلى عدهاى از شاكران ( محافظان شخصى ) را به دور خويش گرد آورده بوده كه مسلما از بوميان بودهاند ، زيرا كه اعراب با شاكران مخالف بودند « 3 » .
بدون اينكه به شرح نخستين دستبردهاى اعراب به ماوراء النهر - دستبردهائى كه به منظور چپاول و غارت به عمل مىآمده - پردازيم مىكوشيم تا نكات اصلى تاريخ فتوحات تازيان را يادآور شويم . پس از سقوط دولت كوشانيان ( به ص 34 - 232 ، اواسط فصل اول رجوع شود ) در اين سرزمين فرمانروائى واحد و يا حاكمى فرد كه از جانب پادشاهى بيگانه منصوب شده باشد وجود نداشته . بهرغم برخى اخبار گمان نمىرود كه حكام ساسانى در ماوراء النهر حكومت كرده باشند . در آغاز حكام عرب فقط دستبردهائى به ماوراء النهر مىزدند و هر ساله « 4 » به مقر زمستانى خويش در خراسان باز مىگشتند .
والى سلم بن زياد ( 683 - 681 ميلادى / 64 - 62 هجرى ) نخستين
هامش
( 1 ) - طبرى ، 1247 .
( 2 ) - همانجا ، 1152 .
( 3 ) - همانجا ، 1155 .
( 4 ) - گذشته از گفتههاى طبرى و ابو حنيفه ( طبرى ، ترجمهء نلدكه ، 159 ،