كوهستانى به دشوارى بسيار خو گرفتند و حتى در گردنههائى كه لشكريان كنونى بدون هيچگونه دشوارئى وارد عمل مىشوند - عمليات ايشان ناموفق و ناشيانه بوده « 1 » .
اخبار مربوط به جريان فتوحات اعراب در دوران امويان به صورت روايات نيمه افسانهاى به دست ما رسيده « 2 » . اين روايات مدتى دراز سينهبهسينه منتقل مىشده و فقط افراد نسلهاى بعدى به تحرير آنها همت گماشتند . توجيه تناقض گفتهها و عدم دقت تاريخهاى منقول در شروح فتوحات همين است و بس . حتى خبر مربوط به نخستينبار عبور اعراب از آمودريا به چند صورت متضاد به ما رسيده است « 3 » . بهرغم مشكوك بودن برخى از مطالب ، معهذا گفتههاى مورخان روح زمان را روشن مىسازد و شكى باقى نمىگذارد كه فاتحان فقط به انگيزهء كسب مال و غنيمت و شهرت و نام جنگ مىكردند و دين از لحاظ ايشان در واقع واجد اهميت اندك بوده همچنانكه براى مدافعان كشور نيز چنين بوده . مواردى در منابع منقول است كه از دوستى شخصى ميان اعراب و سواران اصيلزادهء محلى « 4 » حكايت مىكند .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به شرح مبارزهء اعراب با تركان در كوههاى بين كش و سمرقند ( همانجا ، 1544 - 1533 ) .
( 2 ) - دربارهء جنبهء حماسى اين افسانهها رجوع شود به : ،Wellhausen257 .S، «Das Aarabische Reich» و مقالهء مفصلتر من تحت عنوان « در تاريخ فتوحات عرب » ، ص 140Oو بعد .
( 3 ) - بلاذرى ، 408 ؛ طبرى ،II، 156 ؛ يعقوبى ، تاريخ ،II، 281 ؛ ثعالبى « لطايف » 11 .
( 4 ) - طبرى ،II، 1522 .