سرمايه يعنى بازرگانان مقام خاصى داشتند . اينان در نتيجهء تجارت كاروانى با چين و ديگر كشورها ثروتهاى كلان كسب كرده بودند .
طبرى در داستان تبعيد سغديان نام اين بازرگانان را در رديف « شاهان » و اميران مىبرد « 1 » . از گفتههاى نرشخى دربارهء بازرگانان بخارا « 2 » چنين برمىآيد كه تجار مزبور صاحب املاك غير منقول وسيع بوده ، در كوشكها مىزيستند و از لحاظ موقع و منزلت چندان تفاوتى با دهقانان نداشتند .
در اينجا سروكار ما با توانگران و ثروتمندان منفرد و معدودى است كه منافعشان با منافع اشراف توأم بوده است - بر خلاف دوران اسلامى كه اين عده با طبقهء كثير العدهء بازرگانان و ارباب حرف اشتراك منافع داشتهاند .
دربارهء تضاد ميان دهقانان و بازرگانان هيچ اطلاع و خبرى در دست نيست . متأسفانه مورخان مطلبى كه سازمان « شهر بازرگانى » بخارا يعنى بيكند را روشن كند و يا مناسبات آن را با بخارخدات و دهقانان بخارائى نمايان سازد ، نمىگويند . ولى داستان نرشخى دربارهء اقدام پدرى كه رنجيده بوده « 3 » و اسلحهء بسيارى كه اعراب در بيكند يافتند « 4 » اين حدس را برمىانگيزد كه در اين شهر نيز مانند ديگر شهرهاى ماوراء النهر روح سلحشورى زنده و حكم - فرما بوده .
اما دربارهء رسوم و عادات اين سرزمين يك عادت سغدى كه طبرى نقل كرده بسيار جالبتوجه است « 5 » . هر ساله در سمرقند خوان مىگستردند و بر آن
هامش
( 1 ) - طبرى ، 1444 .
( 2 ) - به ماقبل ص 256 رجوع شود .
( 3 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 43 .
( 4 ) - طبرى ،II، 1189 .
( 5 ) - همانجا ، 1146