تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مؤلف در كتاب اول همهء تأليفات تاريخى عربى و فارسى را كه به وى معلوم بوده برمىشمرد ، بدون اينكه ترتيب تقدم و تأخر تاريخى و يا نظم ديگرى را مراعات كند . آيا وى همهء كتاب‌هائى را كه ياد مىكند در دست داشته ؟ . . . پاسخ اين پرسش دشوار است . وى تأليفات بسيارى را ، از نوشته‌هاى محمد بن اسحق - نويسندهء سيرت پيامبر - گرفته تا آثار مورخان عصر تيموريان ، نام مىبرد . مؤلف در گفته‌هاى بعدى خويش به‌ندرت از منابع خود ياد مىكند . ولى به كتبى اشاره و استناد مىنمايد كه به دست ما نرسيده است . كتاب چهارم . ( در تاريخ سلاله‌هاى ايرانى ) و كتاب پنجم ( در تاريخ مغولان ) از لحاظ ما بيشتر واجد اهميت است . مؤلف در شرح تاريخ خوارزمشاهيان و قراختائيان و مغولان « 1 » مسلما از تأليفات جوينى و رشيد الدين و وصاف و شرف الدين استفاده كرده . اين بخش تأليف وى وثوق و اعتماد ما را به مجموع منقولات وى برنمىانگيزد . مثلا ميرخواند به هيچ‌وجه براى تحقيق اختلاف گوئىهائى كه در گفتار جوينى در مورد خوارزمشاهيان و قره ختائيان وجود دارد كوششى به عمل نمىآورد - ولى يكى از روايات را برگزيده نقل مىكند و ديگر رواياتى را كه با روايت منتخب وى تناقض دارد خود - كامانه مسكوت مىگذارد . شايد نقص اصلى تحقيق اپرت دربارهء يوحناى
هامش
( 1 ) - تاريخ خوارزمشاهيان و تاريخ چنگيز خان در اروپا نيز چاپ و منتشر شده :