سوريه منتشر شدند وبعد از تشكيل دولت هخامنشى بر عده يونانيان در ممالك مشرق افزود » . « 1 »
يكى از مورخان به نام اروپايى مىگويد :
هلنها در حدود سال 750 ق . م نخستين دين خود را از سوريه گرفتند . در همين حوالي ، الفباى فنيقى را اقتباس كردند . . . اگر يونانيان با حواشي درياى مديترانه تماس برقرار نمىكردند ( . . . ) دريافت تأثيرات هنرى واقتباس الفباى فنيقى در قرن هشتم ق . م براي آنها امكانپذير نمىشد .
اين تماس بايستى دريايى بوده باشد وبايد آن را نوعي از تجارت بشمار آورد . . . از قرن هشتم ق . م ببعد نياز عمده اقتصادى يونانيان تحصيل غذا ( . . . ) از آن سوى مرزهاى جهان هلنى ( ! ) بود كه در ازاى محصولات يوناني عرضه مىشد . « 2 »
همين فقر اقتصادى وفرهنگى مردم آتن واسپارت سبب گرديد كه نخست به سرزمينهاى أطراف مانند ايونيا ومالت وكرت وجنوب ايتاليا وسيسيل ، وسپس به نقاط دورتر مانند بابل وإيران روى بياورند ، واز آن پس بيشتر ايالات حوزهء مديترانه مهاجرنشين يوناني شده بود ودر ميان سپاهيان إيران وملل ديگر مانند بابل ومصر وليدى گروههايى از سربازان وجنگاوران يوناني يافت مىگرديد . حضور بيش از دههزار جنگجوى يوناني در سپاه كوروش دوم به فرماندهى گزنفون نمونه اين مهاجرتهاست ونام برادر
Alcaeus
شاعر يوناني بعنوان سرباز مزدور بخت النصر حاكم بابل در تاريخ آمده است . « 3 »
هامش
( 1 ) تاريخ إيران باستان ، پيرنيا ، ج 1 ، ص 67 .
( 2 ) تاريخ تمدن ، توين بي ، صص 203 - 204 ( فارسي ) .
( 3 ) همان ، ص 206 .