اكنون بايد ديد كه اين تمدن گسترده وخيرهكننده ، وآن فلسفه وعلوم ، چگونه از مشرق به مغرب رفته وبه يونان رسيده است . تمدن وآداب زندگى ورسوم عرفى را مىتوان به وسيله جنگجويان وبازرگانان ومردم عادى صادر ومنتقل كرد ، ولى حكمت وفلسفه وعلوم رمزگونه وپيچيده را نمىتوان با اين دسته افراد به جاى ديگرى برد واين كار فقط كار دانشمندان وحكيمان وفرزانگان است .
در اين باره نام دو نفر در غرب بسيار معروف است ، يكى ثالس ملطى ، وديگر فيثاغورس أهل ساموس كه ناقل حكمت إيراني وشرقي به غرب بودهاند . ولى پيش از آن بايد نخست به اين نقطهء مهم تاريخي پرداخت كه اين فرهنگ واين حكمت ودانش در آن روزگار چه سازمان ونهاد اجتماعي داشته وچه كساني از آن نگهبانى مىكردهاند .
در مجموع آثار باقيمانده از پيش از قرن 7 ق . م وتحقيقاتى كه مورخان ومحققان تاريخ مشرق باستان كردهاند ، نام إيران وبابل ومصر بيشتر ديده مىشود ، اما در اين ميان شهرت مغان - كه إيراني ودر واقع نگهبانان ومعلمان حكمت وعلوم ديگر مانند رياضيات ونجوم وپزشكى وعلوم طبيعي وفيزيك وعلوم ديگر بودهاند - از همه بيشتر است . وبهمين دليل إيران باستان را مىتوان مهد حكمت ودانش ، ومغان را نخستين معلمان آن در جهان دانست واين حقيقت ، مانع حقايق ديگر تاريخي درباره
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 43
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٤٣