در اين آيه زيباترين تعابير و مجازات قرآنى به كار رفته ، بهطورى كه الهام بخش يكى از عميقترين آثار غزالى به نام « المشكاهء « 1 » » بوده است . فهم مفسّران جديد دربارهء اين تعبير چيزى بيشتر از يك اشارهء صوفيانه است ، آنها موفّق به درك يكى از عجيبترين مظاهر نزديكى و هماهنگى انديشهء قرآنى با حقايق علمى روز شدهاند . ما به منظور توضيح بيشتر به قصد بررسى مطلب مورد بحث در آيهء مذكور ، عناصر اساسى آن را در چهارچوب ذيل مرتّب مىكنيم و معناى آيه چنين خواهد شد :
« اگرچه آتش به آن نمىرسد ، نور پرتو مىافشاند از قنديلى كه در آن چراغى است كه در بلور قرار دارد . . . » .
بدينگونه آن اشارهاى كه در آيه نهفته است آشكارتر مىگردد ، لكن مىتوان با كاربرد اصطلاحات فنّى معادل با اصطلاحات قرآنى در جهت تبيين اين موضوع ، استفادههاى بيشترى كرد . اصطلاحات علم جديد به درستى به صورت زير بجاى اصطلاحات قرآنى قرار مىگيرند .
مشكاهء ( قنديل ) / پروژكتور « 2 » / منعكس كننده
مصباح ( چراغ ) / شيئى ملتهب و نورانى / رشته ( سيم برق )
زجاجه ( بلور ) / لامپ برق
معادل كردن اين اصلاحات امرى دلخواه نبوده است ، بلكه برگرفته از متن و حقيقت الفاظ آيه بوده كه در پرتو طبيعت بىنظير مجازات و استعارات قرآنى ، بيانگر مفهوم :
« چراغى است كه بدون رسيدن آتش به آن ، نورافشانى مىكند . » .
پس از اين تبديل اصطلاحات ، جملهء زير ساخته مىشود كه رمز نهفته در آن به وضوح تمام به چشم مىخورد :
« اگر چه آتش به آن نرسد ، نور از طريق يك منعكس كننده ( پروژكتور ) كه درآن رشتهاى درون حبابى ( لامپ ) قرار دارد مىتابد و از روغن درختى متبرّك كه نه شرقى است و نه غربى روشن مىشود « 3 » » .
هامش
( 1 )Lacavie( 2 )Projeceur( 3 ) . درخت هميشه در گفتار سمبليك مردم به معناى مجازى خود يعنى « قدرت » كه همان انرژى است ، به كار مىرود در نتيجه يكى از اشكال « نيرو / قدرت » بيان شده در آيه كه از عبارت ( زيت شجرهء مباركه ) بدست مىآيد ، جريان برق است . / مؤلّف /