روحانيست ، پس اگر موافقت امر حق كند وبر راه أنبياء رود چنانكه حق فرموده است ، در پيروى ايشان بجائى برسد كه خليفهء حق گردد وفرمان أو در همه روان كند وأو را بحضرت حقّ راه باشد وبلقاى حقّ رسد واز جملهء سابقان ومقرّبان باشد .
واگر از آن مرتبه كمتر بود وطاعت دارد وقوّت مجاهده ورياضت نفس بطريق سلوك ندارد ليكن از مناهى پرهيز كند وطريق تقوى سپرد از سعداء أهل بهشت باشد وبعد از مفارقت بدن روح أو را با أرواح أنبياء وأولياء حشر كند ودر عالم جبروت با قدسيان وكرّوبيان باشد .
واگر بعلم وعمل بدان مرتبه نرسد امّا نفس از معاصي پاك دارد وبظلم وخوى بد موصوف نباشد واز فرمودهء خدا ورسول بيرون نيايد در بهشت از درجات أهل جبروت فروتر بود ومأواى / 2 -
DB
/ أو در سماوات وكواكب باشد وجاى فريشتگان است ، وحور « 1 » وقصور وهر چه در وصف بهشت گفتهاند آنجا يابد بيشتر وبهتر از آنچه گفتهاند ، وآن عالمي بس بزرگست وفراوان ، چنانكه اين ستارگان كه ما از غايت بلندى چنان خرو مىبينيم مثل مشترى وشعرا ، مشترى هشتاد ودو بار « 2 » چند كرهء زمين است ، كه چهار دانگ ونيم أو است ودانگ نيم از آن اين جهان با همهء بيابانها وشهرها ودرياچهها وولايتها كه دروست ؛ وشعرا نود وهشت « 3 » بار ؛ وكوچكترين ستاره ده بار ودو دانگ ، پس اين كه گويند بهشتى را كوشكها وباغهاى بزرگ باشد همه در ميان درّى رخشان « 4 » ، عجب مدار كه هيچ درّى رخشانتر « 5 » از كواكب نباشد .
وبهشتيان را بحسب اعمال واخلاق درجات مختلف بود وصورتهاى ايشان در
هامش
بنگريد : . . . . فالانسان عالم صغير والعالم انسان كبير . . . الفتوحات المكيّة باب 78 ج 2 ص 151 ( چاپ بولاق ) .
ج 13 ص 355 ( چاپ مصحّح أستاذ عثمان يحيى ) . همو در فصوص الحكم مىنويسد : . . . العالم المعبّر عنه في اصطلاح القوم بالانسان الكبير . . . بنگريد : فصوص الحكم ، فصّ حكمة إلهيّة في كلمة آدميّة ص 49 .
( 1 ) . در أصل : جور .
( 2 ) . در أصل : هشتاد دو بار .
( 3 ) . در أصل : نود هشت .
( 4 ) . دربارهء اين حديث پيش از اين سخن داشتهايم . بنگريد : مجلّد حاضر ص 305 .
( 5 ) . در أصل : رخشان ترا