تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩

قسم أوّل در معرفت توحيد

وآن مشتمل بر ده فصل است .

فصل أوّل در نسبت وجود با أشياء

هر چه در ضمير آريم [ الف ] : يا وجود آن ضروري بود - وآن را واجب الوجود خوانند - ؛ [ ب ] يا عدم آن ضروري بود - وآن را ممتنع الوجود خوانند چون شريك بارى - ؛ [ ج ] يا نه وجودش ضروري بود ونه عدم - وآن را ممكن الوجود خوانند چون / 106 -
A
/ زيد مثلا - ، اين مفهومات در اين سه قسم منحصرند . ممتنع را وجود محال باشد ، وممكن موجود است چون وجود مركبات ناپايدار اين عالم . وچون ممكن موجود بود لازم آيد كه واجب موجود باشد . وممكن آن است كه نسبت وجود وعدم با ذات أو يكسان باشد ، يعنى چون نظر به حقيقت آن كنيم نه اقتضاى وجود كند ونه اقتضاى عدم ، پس اگر به وجود آيد آن را سببي بايد ؛ وسبب آن : [ الف ] : يا ممكنى ديگر باشد [ ب ] : يا واجب الوجود . اگر ممكن / 107 -
B
/ باشد آن نيز محتاج باشد به سببي ، وسخن در آن سبب همچنين بود ؛ پس يا تسلسلى لازم آيد يا انتهاى به واجب ، وتسلسل محال است ، پس منتهى شود به واجب الوجود ، واز اينجا لازم آيد كه موجودات در دو قسم منحصر باشند : واجب وممكن - والسلام ! -