توضيح :
اينكه گفته شده : واجب است عمل برطبق اماره باشد على الظاهر محتمل دو معنا مىباشد .
احتمال اوّل : اينكه ، لازم و واجب است كه عمل برطبق مدلول و مفاد اماره ( هرگونه كه هست ) صورت بپذيرد .
فى المثل : اگر اماره دلالت بر وجوب نماز اوّل ماه بكند ، بر مكلف لازم است كه در صورت انجام نماز ، آن را به قصد وجوب اتيان كند .
اگر اماره دلالت بر استحباب نماز اوّل ماه بكند ، بر مكلف لازم است كه در صورت انجام نماز ، آن را به قصد استحباب بخواند .
به عبارت ديگر : مكلّف در خواندن نماز اوّل ماه مجبور نبوده و هيچگونه الزامى ندارد و لكن اگر خواست كه آن نماز را بخواند بايد ببيند اماره مىگويد آن را به قصد وجوب بخوان يا به قصد استحباب .
احتمال دوّم : اينكه ، انجام عمل ( نماز ) در خارج و تطبيق آن با اماره بر مكلّف واجب و لازم باشد يعنى : مكلّف در اتيان آن نماز اختيار نداشته و بايد آن را اتيان نمايد .
به عبارت ديگر : بر مكلّف لازم و واجب است كه نماز اوّل ماه را بخواند لكن به قصد استحباب .
حال مراد شيخ از ايجاب عمل برطبق اماره معناى اوّل مىباشد و نه دوّم .
* چرا مراد شيخ از ايجاب عمل برطبق اماره معناى اوّل است ؟
زيرا مدلول اماره گاهى بر حكمى غير الزامى از قبيل استحباب يا كرامت و يا اباحهء و يا وجوب تخييرى دلالت مىكند و قصد غير استحباب و اباحه بر خلاف مفاد اماره و تشريع و بدعت است .
و لذا در دلالت اماره بر استحباب و يا . . . وجوب متابعت معنا ندارد .
پس : مراد از وجوب متابعت ، وجوب تطبيق عملى است بر اماره در مقام التزام .
يعنى : اگر خواستى نماز مذكور را انجام دهى بايد به استناد اماره باشد فى المثل : چون اماره گفته مستحب است انجام مىدهم و يا چون اماره گفته مباح است انجام مىدهم . نه اينكه اگر اماره گفت مباح است عمل به آن بر ما واجب باشد .
در نتيجه : لزوم استناد مراد مىباشد نه لزوم عمل .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٨