علم درست است .
* نتيجهء مطلب فوق چيست ؟
اين است كه :
جناب شيخ ، امارات ظنيّه را تنها در فرض انسداد باب علم حجّت مىدانند و لذا در آينده بررسى خواهيم كرد كه مصلحت سلوكيهء ايشان چه نتيجهاى مىدهد .
* نقش مجمعا در عبارت ( لو سلّم كان هذا تصويبا مجمعا على بطلانه . . . . ) چيست ؟
صفت براى تصويبا است لكن اين صفت در اينجا مفهوم اصولى ندارد ، بلكه قيد توضيحى است و لذا كسى نمىتواند استفاده كرده و بگويد تصويب در معانى ديگرش باطل نبوده و اجماع بر ابطال فلان معنايش نشده است .
* مراد از عبارت ( و اغمضنا النظر عمّا سيجىء . . . ) چيست ؟
پاسخ از يك انتقاد است نسبت به آنچه در اينجا گفته شده با آنچه بعدا گفته مىآيد و باهم متفاوتاند .
توضيح :
آنچه را كه شيخ در اينجا آورده تصويب است و لكن آنچه در آينده گفته مىآيد و نقل مىشود عدم تصويب است . و آنچه در آينده حكم به عدم تصويبش مىشود ، آنجايى است كه مصلحت را در امر به عمل به اماره فرض كردهاند .
لكن در اينجا ، مصلحت در نفس فعل جمعه فرض گرديده و روشن است كه اين مسئله از تصويب جدا نمىباشد .
به عبارت ديگر :
از عدم تصويب موضوع بحث در آينده ، عدم تصويب مسئله مورد بحث در اينجا لازم نمىآيد .
* مراد از عبارت ( الّا ان يقال : انّ كلامه . . . . ) چيست ؟
اين است كه : شايد منتقدى به شيخ بگويد :
كلام ابن قبه متعينا اين است كه ، تعبّد به ظن پس از فراغت از بطلان تصويب امر غير معقولى است و لذا وجهى ندارد كه جناب شيخ آن را به صورت احتمال نقل نمايد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٨