و تمسّك بعترت كنايتست از محبّت و محافظت حرمت ايشان و اهتدا بهدى و سيرتشان .
و سيّد جلال الدّين ( جمال الدّين ظ ) رحمه اللَّه درين جا قيد كرده كه : اگر هدى و سيرتشان مخالف دين و شريعت نبود ، و همانا كه مراد عبد الملك ( ابن الملك ظ ) را نيز همين خواهد بود ، نه مطلق ؛ چه در بعض أفراد مطلق عدم ضلالت متحقّق نمى شود . ملّا على قارى گفته كه : در إطلاق آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم اشعارست به آنكه عترت در حقيقت كسيست كه سيرت او مخالفت شريعت نبود ] انتهى .
و از آنجا كه دلالت حديث ثقلين بوجه أمر جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم أمّت خود را بتمسّك و تشبّث بأهل بيت عليهم السّلام بر نائب پيغمبر ص بودن اين حضرات قابل إنكار نبود ، لهذا بعض علماى كبار سنّيّه هم بانطاق قادر على الاطلاق اعتراف به آن نمودهاند .
ثناء اللَّه پانىپتى در خاتمهء « سيف مسلول » بعد إثبات امامت أئمّهء اثنى عشر عليهم السّلام بذريعهء كشف و إلهام گفته : [ و استنباط اين مدّعا از كتاب اللَّه و از حديث سرور پيغمبران صلّى اللَّه عليه و عليهم و سلّم نيز مىتوانيم كرد . قال اللَّه تعالى :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
. يعنى : سؤال نمىكنم از شما هيچ أجرت و نمىخواهم ، ليكن مىخواهم از شما دوستى أقرباى من . وجه استنباط آنست كه : أنبياى سابق
لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى
اللَّه گفتهاند ؛ أصلا أجرت بر فريضهء تبليغ رسالت درخواست نكردهاند ، و چه احتمال درخواست أجرت بود پيغمبر ما را صلّى اللَّه عليه و سلّم حقّ تعالى بتغيّر ( بتغيير ظ ) اسلوب كلام أمر فرموده حكمت در آن آنست كه شرايع أنبياء سابق بعد وفات آنها منسوخ مىشد و اين شريعت مؤيّد است پس امّتان را بايد كه بعد رحلت پيغمبر بنائب پيغمبر رجوع آرند ، لهذا آن سرور عليه السّلام براى شفقت بر أمّت خود رهنموني كرده بمحبّت آل خود و اشارت فرمود بتشبّث دامان پاك آنها كه وارثان پيغمبر و دروازه علوم وىاند .
و لهذا
قال عليه السّلام : تركت فيكم الثقلين : كتاب اللَّه و عترتى . الحديث .
يعنى : گذاشتم در شما دو وسيلهء محكم : قرآن مجيد و آل خود را . و
قال عليه السّلام : أنا مدينة العلم و