تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
جعلى و اباطيل اعتماد نكردم . و از قسم مرفوع در تفسير سه حديث طولانى هم رسيده كه آنها را نياوردم : يكى : حديث در مورد قصهء موسى با خضر ، و در آن تفسير آيات كهف و غير آن آمده ، اين حديث در صحيح بخارى و كتابهاى ديگرى روايت شده است . دوم : حديث فتون كه جدّا طولانى است در نصف دفتر ، كه متضمن شرح قضاياى موسى و تفسير آيات بسيارى است كه متعلق به آن مىباشد ، اين حديث را نسائى و برخى ديگر [ به عنوان حديث ] تخريج كرده‌اند ، ولى حفّاظ - از جمله مزّى و ابن كثير - توجه داده‌اند كه از گفته‌هاى ابن عبّاس موقوف است ، و مرفوع در آن اندك است كه با صراحت به پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم نسبت داده ، ابن كثير گويد : انگار كه ابن عباس آن را از اسرائيليات گرفته است . سوم : حديث صور كه از حديث الفتون طولانىتر است ، متضمن شرح حال قيامت و تفسير آيات بسيارى از سوره‌هاى مختلف مىباشد ، ابن جرير و بيهقى در كتاب البعث و ابو يعلى آن را آورده‌اند ، و محور آن اسماعيل بن رافع قاضى مدينه است ، و به سبب او در آن سخن گفته ، و قسمتى از آن به منكر بودن نزديك است ، و گويند كه او از جاها و موارد مختلفى آن را جمع كرده و به صورت يك سياق درآورده است . و ابن تيميه و غير او در آنچه گذشت تصريح كرده‌اند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه - ( و آله ) و سلّم تفسير تمام قرآن يا غالب آن را براى اصحاب خود بيان فرمود ، و مؤيد اين است آنچه احمد و ابن ماجه از عمر آورده‌اند كه گفت : از آخرين آياتى كه نازل شد آيهء ربا بود ، هر چند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم پيش از آنكه آن را تفسير كند وفات يافت . كه از اين عبارت چنين استفاده مىشود كه آن حضرت هر چه نازل مىشده براى آنان تفسير مىكرده است ، و جهت اينكه اين آيه را برايشان تفسير ننموده رسيدن فوت آن جناب در نزديكى نزول آن است ، و گرنه وجهى نداشت كه خصوص اين آيه را تفسير نفرمايد . و امّا آنچه بزّار از عايشه آورده كه گفت : « رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم چيزى از قرآن را تفسير نمىكرد مگر آياتى را كه از جبرئيل علمشان را گرفت » حديث منكرى است - چنان كه ابن كثير گفته - و ابن جرير و ديگران آن را تأويل كرده‌اند به اينكه : اشاره‌هايى به آياتى كه بر او دشوار شده بودند مىباشد كه