شكل مارى بىموى كه دو نقطه سياه بالاى چشمانش باشد درآيد ، بدور گردنش حلقه زند و برآمدگيهاى زير بناگوشش را بگيرد و بگويد : من ثروت توأم ، من گنج تو هستم » ، سپس اين آيه را تلاوت كرد :
( وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ . . . )
« 1 » .
النساء :
ابن أبى حاتم و ابن حبّان در صحيح خود از عايشه از پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم آوردهاند كه دربارهء فرمودهء خداوند :
( ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا
- آن كمترين حدّى است كه از حق ميل نكنيد ) فرمود : « اينكه ستم نكنيد » ، و ابن أبى حاتم گفته : پدرم گفت :
و طبرانى به سند ضعيفى از ابن عمر آورده كه گفت : اين آيه نزد عمر خوانده شد :
( كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها
- هر چه پوستهاى آنان بسوزد پوستهاى ديگر آنان را بدل دهيم « 2 » معاذ گفت : تفسير اين نزد من است : در هر ساعت صد بار پوستهاى آنان تبديل مىيابد ، پس عمر گفت : اينچنين از رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم شنيدم .
و طبرانى به سند ضعيفى از أبو هريره آورده كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم دربارهء فرمودهء خداوند :
( وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ
- و هركس مؤمنى را از روى عمد بكشد پس جزاى او جهنّم است « 3 » فرمود : اگر او را جزا دهد .
و طبرانى و غير او به سند ضعيفى از ابن مسعود آوردهاند كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ
- پس أجر آنان را به طور تمام و كمال مىدهد و از فضل خويش بر آن مىافزايد « 4 » فرمود : شفاعت براى كسانى كه آتش بر آنها واجب شده ، از سوى كسانى كه در دنيا به آنان نيكى كرده است .
و ابو داود در مراسيل آورده از أبو سلمه بن عبد الرحمن كه گفت : مردى به حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم شرفياب شد ، و از آن حضرت دربارهء كلاله سؤال كرد ، فرمود : « مگر آيهاى كه در تابستان نازل شد نشنيدهاى :
هامش
( 1 ) آل عمران ، 180
( 2 ) نساء ، 56
( 3 ) نساء ، 93
( 4 ) نساء ، 173