تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
به طور مجاز است ؛ زيرا كه تركيب گاهى به ظاهر چيزى را مقتضى است ولى مانعى از حمل بر آن جلو مىگيرد ، پس بر غير آن حمل مىگردد ، و مجاز همين است ، و اينكه گفتيم : « و تتمه‌هايى بر اينها » مانند شناخت نسخ و سبب نزول و قصه‌اى كه چيزى از مبهمات قرآن را واضح مىسازد . و زركشى گفته : تفسير علمى است كه با آن كتاب خداوند كه بر پيامبرش محمد صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم فهميده مىشود ، و بيان معانى و استخراج أحكام و حكمتهاى آن انجام مىگردد ، و كمك آن علم لغت و نحو و صرف و علم بيان و أصول فقه و قراءات مىباشد ، و به شناختن اسباب نزول و ناسخ و منسوخ نياز دارد .

فصلى [ در جهت نياز به تفسير ] :

و أمّا در جهت نياز به تفسير : بعضى گفته‌اند : بدانكه روشن و معلوم است كه خداوند به آنچه مىفهمند بندگانش را مخاطب قرار داده ؛ و لذا هر پيامبرى را به زبان قومش فرستاد ، و كتابش را بر لغت آنها نازل ساخت ، و احتياج به تفسير به خاطر چيزى است كه پس از تقرير قاعده‌اى بيان مىشود ؛ قاعده اين است كه هركس از افراد بشر كتابى وضع كند چنان است كه خودش بدون شرح آن را بفهمد ، و براى سه أمر نياز به شرح واقع شد : أوّل : كمال فضيلت كتاب ، كه به خاطر قوّت علمى ، معانى ظريف را در لفظ موجزى جمع كرده كه بسا فهميدن مراد از آن دشوار باشد ، پس مقصود از شرح ظهور آن معانى مخفى است ، از همين روى شرحى كه بعضى از پيشوايان خود با تصنيفش نگاشته از شرح ديگران دلالتش بر مراد بهتر است . دوم : به غفلت سپردن بعضى از تتمه‌هاى مسئله ، و يا شروط آن ، از جهت اعتماد بر وضوح مطلب ، يا از جهت اينكه از علم ديگرى است ، پس شارح بناچار آنچه حذف شده بيان مىكند ، و رتبه‌اش را نيز توضيح مىدهد . سوم : اينكه لفظ چند معنى را محتمل باشد چنان كه مجاز و مشترك و دلالت التزام چنين مىباشند ، پس شارح منظور مصنّف و رجحان رأى او را بيان مىكند . و گاهى ممكن است در تصانيف غلط و سهو يا تكرار يا حذف مبهم و امثال اينها كه هيچ بشرى از آن مبرّى نيست ، واقع شود ، كه شارح آنها را بايد تذكر دهد .
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 552 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم