مانند كفر كه گاهى به طور كلى در انكار به كار مىرود و گاهى در خصوص انكار خداى عز و جل ، و مانند ايمان كه در تصديق مطلق به كار مىرود ، و به طور خاص در باور حقّ هم استعمال مىشود ، و يا در لفظ مشترك بين چند معنى مختلف واقع مىشود ، مانند لفظ « وجد » كه بر جدة - خشم ، و وجد - محبّت ، و وجود - يافتن گفته مىشود .
و ديگرى گفته : تفسير متعلق به روايت ، و تأويل مربوط به درايت مىباشد .
و أبو نصر قشيرى گفته : تفسير فقط از پيروى و روايت بدست مىآيد ، و تأويل به استنباط انجام مىشود .
و عدهاى گفتهاند : آنچه در كتاب خدا بيان شده و در احاديث صحيح از سنّت تعيين گشته تفسير ناميده مىشود ، زيرا كه معنايش ظاهر و واضح است ، و كسى را نشايد كه در آنها اجتهاد يا غير آن به كار برد ، بلكه بايد بر همان معنايى كه براى آن وارد شده آن را حمل نمايد ، و از آن تجاوز نكند ، و تأويل آن است كه علماى عامل به معانى كتاب و ماهران در علوم و معارف براى آن استنباط مىنمايند .
و عدهاى - كه از جملهء آنها بغوى و كواشى هستند - گفتهاند : تأويل توجيه - كردن آيه به معنايى موافق با ما قبل و ما بعد آن است با استنباط به شرط اينكه آيه آن توجيه را بپذيرد ، و مخالف با كتاب و سنت هم نباشد .
و بعضى گفتهاند : تفسير علم به نزول و شئون و قصص آيات ؛ و اسباب نزول آنها مىباشد ، و سپس دانستن مكى و مدنى ، محكم و متشابه ، ناسخ و منسوخ ، خاص و عام ، مطلق و مقيد ، مجمل و مبيّن ، حلال و حرام ، وعده و وعيد ، و أمر و نهى ، و عبرتها و أمثال آيات مىباشد .
و أبو حيّان گفته : تفسير علمى است كه در آن بحث مىشود از چگونگى تلفظ قرآن و مدلولات و أحكام فردى و تركيبى آنها ، و معانى آنها كه در حال تركيب بر آن معانى حمل مىشود ، و تتمههايى بر اينها .
وى افزوده : اينكه گوييم : « علمى است » جنس است ، و اينكه : « در آن بحث مىشود از چگونگى تلفظ قرآن » منظور علم قرائت است ، و منظورمان از : « مدلولات » مدلولهاى آن ألفاظ مىباشد ، و اين متن علم لغت است كه در اين علم به آن نياز هست ، و اينكه گفتم : « و أحكام فردى و تركيبى آنها » شامل علم صرف و بيان و بديع مىباشد ، و اينكه : « معانى آنها كه در حال تركيب بر آن معانى حمل مىشود » هم شامل مواردى است كه دلالت به طور حقيقت انجام مىگيرد ، و هم مواردى كه
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 551
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٥٥١