نقل كرده است .
و غزالى در جواهر القرآن گفته : شايد بگويى : به برترى بعضى از آيات قرآن بر بعض ديگر اشاره نمودى ، و حال آنكه سخن سخن خداست ، چگونه بعضى با بعض ديگر فرق دارد ؟ و چطور مىشود قسمتى از قسمت ديگر أشرف باشد ؟ پس بدانكه اگر نور بصيرت تو را به فرق ميان آية الكرسى و آيهء قرضها و سورة الاخلاص و سورهء تبّت ارشاد نكند ، و دل غوطهورت در تقليد از فرق گذاردن بين آنها ترسناك است ، پس از صاحب رسالت صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم تقليد كن ، او است كه قرآن بر حضرتش نازل گرديده و فرموده : يس قلب قرآن است ، و فاتحة الكتاب بهترين سورههاى قرآن است ، و آية الكرسى سيّد آيات قرآن مىباشد ، و قل هو اللّه احد معادل ثلث قرآن است ، و اخبارى كه دربارهء فضايل قرآن رسيده و بعضى از سورهها و آيات را به فضل و ثواب بسيار در تلاوتشان اختصاص دادهاند بيشمار است .
و ابن الحصّار گفته : تعجب از كسى است كه با وجود نصوصى كه در اين باره هست بازهم از اختلاف حرف مىزند ! و شيخ عزّ الدين بن عبد السّلام گفته : كلام خدا دربارهء اللّه از كلامش دربارهء غير خودش افضل است ، پس قل هو اللّه أحد از تبّت يدا أبى لهب برتر است .
و الخويى گفته : كلام خدا از سخن مخلوق بليغتر است .
و آيا جايز است كه گفته شود : بعضى از كلام او از بعض ديگر بليغتر است ؟
عدهاى از روى كوتهنظرى آن را جايز دانستهاند .
و شايسته است بدانى اينكه اگر كسى بگويد : اين سخن از آن سخن بليغتر است معنايش آن است كه اين سخن در جاى خود زيبايى و لطف دارد ، و آن هم در جاى خودش زيبايى و لطف دارد ، و اين زيبايى در جاى خودش از آن ديگرى در جاى خودش كاملتر است . گفته : پس كسى كه گويد : ( قل هو اللّه أحد ) از ( تبت يدا أبى لهب ) بليغتر است ذكر خدا را با ياد أبى لهب مقابله نموده و بين توحيد و نفرين بر كافر قياس كرده ؛ و اين درست نيست ، بلكه سزاوار است كه گفته شود :
تبّت يدا أبى لهب نفرين و خواستن بدبختى براى او است ، و آيا عبارتى در اين زمينه بهتر از اين هست . او همچنين قل هو اللّه أحد ، عبارتى در دلالت بر وحدانيت از آن بليغتر نيست ؛ پس وقتى دانشمند به تبت يدا أبى لهب در باب درخواست خسران بنگرد و به قل هو اللّه احد در باب توحيد توجه نمايد ، نمىتواند بگويد : يكى از ديگرى
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 498
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٤٩٨