خداوند او را به گمراهى افكند ، و آن صراط مستقيم و راه راست است ، كه دلها به آن منحرف نگردد ، و زبانها به آن اشتباه نگيرد ؛ و علما از آن سير نشوند ، و با تكرار بسيار كهنه نگردد ، و شگفتيهاى آن پايان نمىپذيرد ، هر آنكه از آن سخن گفت تصديق شود ، و هركس به آن عمل نمود پاداش گيرد ، و هر آنكه به آن عمل كرد عدالت نموده ، و هركس به آن دعوت كرد به راه راست هدايت شده است » .
و دارمى از عبد اللّه بن عمرو مرفوعا آورده : « قرآن نزد خداوند از آسمانها و زمين محبوبتر است » .
و احمد و ترمذى از شدّاد بن أوس آوردهاند : « هيچ مسلمانى نيست كه وقتى به رختخواب خود مىرود سورهاى از كتاب خداى تعالى بخواند مگر اينكه خداوند فرشتهاى بر او بگمارد كه او را حفظ كند ، پس هيچ سبب آزارى به او نرسد ، تا هنگامى كه بيدار شود آنگاه كه بيدار مىشود » .
و حاكم و ديگران از عبد اللّه بن عمرو آوردهاند : « هركس قرآن را بخواند پيغمبرى را اندك اندك ميان دو پهلوى خود قرار داده الّا اينكه به او وحى نمىشود ، شايسته نيست صاحب قرآن با آوازهخوانان وارد شود و آوازگرى كند ، و يا با جاهلان نادانى ورزد ، در حالى كه در درونش كلام اللّه است » .
و بزّاز از حديث أنس آورده : « خانهاى كه در آن قرآن خوانده مىشود خيرش بسيار مىگردد ، و خانهاى كه در آن قرآن نخوانند خيرش اندك مىشود » .
و طبرانى از حديث ابن عمر آورده : « سه طايفهاند كه فزع أكبر ( قيامت ) آنان را به هراس نمىاندازد ، و به پاى حساب كشيده نمىشود ، آنها بر تپهاى از مشك قرار مىگيرند تا اينكه مردم از حساب فراغت يابند : كسى كه براى رضاى خدا قرآن بخواند ، و با آن براى عدهاى كه راضى باشند امامت كند ، و . . . » .
و ابو يعلى و طبرانى از حديث ابو هريره آوردهاند : « قرآن ثروتى است كه هيچ فقرى با آن نيست ، و بدون آن هيچگونه بىنيازى نمىباشد » .
و أحمد و ديگران از عقبه بن عامر آوردهاند كه : « اگر قرآن در پوستى باشد آتش آن را نخواهد خورد » ، ابو عبيد گفته : منظور از پوست دل مؤمن و درون او است كه قرآن را درك كرده باشد . ديگرى گفته : معنايش اين است كه هركس قرآن را جمع كند ، سپس داخل جهنم شود از خوك بدتر است . و ابن الانبارى گفته : معنايش اين است كه آتش آن را از بين نمىبرد ، و از گوشهايى كه آن را
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٤٨٢