نوع هفتاد و يكم دربارهء نامهاى كسانى كه آياتى قرآنى دربارهشان نازل شده
در اين باره تأليف علىحدهاى از برخى قدما ديدهام ، ولى هنوز پاكنويس نشده بود ، و كتاب اسباب النزول و المبهمات از اين فن بىنياز مىنمايند ، و ابن أبى حاتم گفته : از حسين بن زيد طحّان ياد شده كه گويد : به ما خبر داد اسحاق بن منصور از قيس از اعمش از منهال از عبّاد بن عبد اللّه كه گفت : على [ عليه السلام ] فرمود :
احدى در قريش نيست مگر اينكه دربارهء او آيهاى نازل شده است ، به او گفته شد :
دربارهء تو چه نازل شد ؟ فرمود :
( وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ )
« 1 » .
و از مثالهاى اين فن روايتى است كه احمد و بخارى از سعد بن أبى وقّاص آوردهاند كه گفت : دربارهء من چهار آيه نازل شد :
( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ )
« 2 » ،
( وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً )
« 3 » ، و آيهء تحريم خمر ، و آيهء ميراث .
و ابن أبى حاتم از رفاعه قرظى آورده كه گفت :
( وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ )
« 4 » دربارهء ده نفر نازل شد كه من يكى از آنهايم .
و طبرانى از ابو جمعه جنيد بن سبع - و بقولى : حبيب بن سباع - آورده كه گفت :
دربارهء ما نازل شد
( وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ )
« 5 » كه نه تن بوديم هفت مرد و دو زن .
هامش
( 1 ) هود ، 17
( 2 ) انفال ، 1
( 3 ) عنكبوت ، 8
( 4 ) قصص ، 51
( 5 ) فتح ، 25