نوع هفتادم در مبهمات است
سهيلى كتاب مستقلى در اين باره تأليف كرد ، سپس ابن عساكر و سپس قاضى بدر الدين بن جماعه ، كتابهاى خاصى در اين باره تأليف نمودهاند ، من نيز كتاب لطيفى در اين موضوع تأليف كردهام كه با وجود حجم بسيار كوچكش علاوه بر فوايد آن كتابها اضافاتى دارد ، و كسانى از سلف بودهاند كه به اين فن زياد اهميت مىدادند ، عكرمه گويد : چهارده سال در جستجوى شناختن كسى بودم كه به منظور هجرت به سوى خدا و رسولش از خانهء خود بيرون رفت ، و سپس وفات يافت « 1 » .
[ علل ابهام در قرآن ]
ابهام در قرآن سببهايى دارد :
يكى : بىنياز بودن از ذكر آن چون در جاى ديگر بيان شده ، مانند :
( صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ )
« 2 » كه در اين آيه بيان شده است :
( مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ )
« 3 » .
هامش
( 1 ) به جهت اينكه منظور آيهء( وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ . . .[ النساء / 100 ] را دريابد .
( 2 ) فاتحة ، 7
( 3 ) نساء ، 69