كه اشاره به عنوان تعقيب داشته باشد بياورد .
و ديگر از القابى كه در قرآن آمده : مسيح مىباشد ، لقب عيسى است ، و معنى آن بقولى : صدّيق ، و بقولى : آنكه كف پايش گودى ندارد ، و بقولى : آنكه هيچ بيمارى را مسح نكند مگر اينكه خوب شود ، و بقولى : زيبا ، و بقولى : آنكه زمين را مسح مىكند ، يعنى مىپيمايد ، مىباشد ، اقوال ديگرى نيز در اين باره هست .
و از ألقاب ديگر : الياس است ؛ كه بقولى : لقب ادريس مىباشد ، ابن ابى - حاتم به سندى حسن از ابن مسعود آورده كه گفت : الياس همان ادريس ، و اسرائيل يعقوب است ، و در قرائت او چنين آمده : ( و إنّ إدراس لمن المرسلين ) « 1 » ، ( سلام على إدراسين ) « 2 » ، و در قرائت أبى چنين است : ( و أنّ ايليسين ) ، ( سلام على ايليسين ) .
و از جمله ألقاب در قرآن : ذو الكفل است ؛ گويند : لقب الياس ، و بقولى :
لقب يسع ، و بقولى : لقب يوشع ، و بقولى : لقب زكريا مىباشد .
و از آن جمله : نوح است كه نامش عبد الغفّار و لقبش نوح مىباشد ، زيرا كه در راه طاعت خداوند بسيار بر خود نوحه مىكرد ، چنان كه ابن أبى حاتم از يزيد الرّقاشى آورده است .
و از ديگر القاب : ذو القرنين مىباشد ، و نامش اسكندر است ، و بقولى :
عبد اللّه بن الضحّاك بن سعد ، و بقولى : منذر بن ماء السماء ، و بقولى : صعب بن قرين بن الهمّال . اين دو قول را ابن عسكر حكايت كرده است . و بدين جهت ذو القرنين ناميده شد كه به دو شاخ زمين : مشرق و مغرب رسيد ، و بقولى : چون ايران و روم را به تصرف درآورد ، و بقولى : بر سرش دو قرن يعنى گيسوان بود ، و بقولى : دو شاخ طلايى داشت ، و بقولى : دو صفحهء سرش از مس بود ، و بقولى : بر سرش دو شاخ كوچك بود كه عمامه آنها را مىپوشانيد ، و بقولى : بر يك سمت سرش كوفتند پس از دنيا رفت سپس خداوند او را برانگيخت ، آنگاه دوباره به طرف ديگر سرش كوفتند ، و بقولى : چون از هر دو طرف ( پدر و مادر ) بزرگوار بود ، و بقولى : در زمان او دو قرن از مردم منقرض شدند و او همچنان زنده بود ، و بقولى : چون علم ظاهر و
هامش
( 1 ) صافّات ، 123
( 2 ) صافات ، 130