باقى مىماند ) و آن يقين است ، همچنانكه زيورها را در آتش قرار دهند پس خالص آنها گرفته شده و زايد آنها در آتش رها مىگردد ، همچنين خداوند يقين را مىپذيرد و شك را ترك مىگويد .
و از عطاء آورده كه گفت : اين مثلى است كه خداوند براى مؤمن و كافر زده است .
و از قتاده آورده كه گفت : اين سه مثل است كه خداوند در يك مثل بيان فرموده ، مىفرمايد : چنان كه اين كف بيهوده مىرود و بدون سود مىباشد ، و اميدى به بركت آن نيست ، همچنين باطل از اهل خودش باز مىشود ، و چنان كه اين آب در زمين ماند و بركت و فايدهاش رشد كرد و گياه از زمين رويانيد ، و همينطور طلا و نقره هنگامى كه داخل آتش مىشوند و زوايد آنها از بين مىرود ، همچنين حق براى اهلش باقى مىماند ، و كما اينكه چركهاى طلا هنگامى كه در آتش نهاده شود مىريزد ، همچنين باطل از أهل خود پرده برمىدارد .
و از اين گونه است فرمودهء خداى تعالى :
( وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ . . . )
« 1 » كه ابن أبى - حاتم از طريق على از ابن عبّاس آورده كه گفت : اين مثلى است كه خداوند براى مؤمن زده ، مىفرمايد : مؤمن پاكيزه است عملش هم پاكيزه است ، همچنانكه سرزمين پاكيزه ميوهاش پاكيزه است ،
( وَ الَّذِي خَبُثَ . . . )
مثلى است براى كافر ، كه مانند زمين شورهزار مىباشد ، و كافر همان پليد است كه عملش نيز پليد است .
و از اين قسم است فرموده خداى تعالى :
( أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ . . . )
« 2 » ، بخارى از ابن عباس روايت آورده كه گفت : روزى عمر بن الخطّاب به أصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم گفت : اين آيه را دربارهء چه كسى مىدانيد :
( أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ )
؟ گفتند : خدا بهتر مىداند ، پس عمر غضبناك شد و گفت : يا بگوييد مىدانيم يا نمىدانيم پس ابن عبّاس گفت : در دلم چيزى در اين باره هست ، عمر گفت : اى برادرزاده بگو و خودت را كوچك مگير ، ابن عبّاس گفت : براى عملى مثل زده شده است ، عمر گفت : كدام عمل ؟ گفت : براى مردى ثروتمند كه به طاعت خداوند عمل كرده ، و سپس خداوند شيطان را براى او برانگيزد پس به گناهان عمل كند تا اينكه أعمال خويش را غرق نمايد .
هامش
( 1 ) اعراف ، 58
( 2 ) بقرة ، 266