و فرمودهء او :
( وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ )
« 1 » .
15 - وصفت : « رحمت » در آيات بسيار .
و علما گفتهاند : هر صفتى كه حقيقتش بر خداوند محال است به لازمش بايد تفسير گردد ، امام فخر الدين گويد : تمام عوارض نفسانى - منظورم رحمت و فرح و خوشحالى و خشم و حيا و مكر و استهزاء مىباشد - آغاز و فرجامهايى دارند ، مثال آن خشم است كه أوّل آن جوش آمدن خون قلب است و آخر آن ارادهء ضرر زدن به مغضوب عليه ، پس لفظ غضب دربارهء خداوند بر اوّل آن يعنى جوشش خون قلب حمل نمىگردد ، بلكه بر غرض آن كه ضرر رساندن است اطلاق مىشود ، و همچنين حيا كه آغاز آن شكستى است كه در نفس حاصل مىشود ، و آخر آن ترك فعل است ، پس لفظ حيا در حقّ خداوند بر ترك فعل حمل مىگردد نه بر شكستن نفس .
پايان گفتار رازى .
و حسين بن فضل گفته : تعجّب از ناحيهء خداوند انكار و بزرگ شمردن شىء است . جنيد دربارهء فرمودهء خداوند :
( وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ )
گفته : خداوند از چيزى تعجب نمىكند ، ولى با فرستادهء خود موافقت كرده كه فرموده : ( و اگر تعجب مىكنى پس تعجبانگيز است گفتهء آنها ) يعنى : همينطور است كه مىگويى .
16 - لفظ : « عند » در فرمودهء خداى تعالى :
( عِنْدَ رَبِّكَ )
« 2 » ،
( مِنْ عِنْدِهِ )
« 3 » ، و معنى اين دو اشاره به تمكين و نزديكى [ به خداوند ] و رفعت مىباشد .
17 - و ازاينگونه است فرمودهء خداوند :
( وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ )
« 4 » يعنى به علم خويش با شماست ، و فرمودهء خداوند :
( وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ )
« 5 » .
بيهقى گفته : أصح آن است كه معنى آن چنين مىباشد كه او است پرستيده شده در آسمانها و در زمين ، مانند فرمودهء او :
( وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ )
« 6 » .
و اشعرى گفته : ظرف متعلق به : « يعلم » مىباشد كه يعنى : داناست آنچه در
هامش
( 1 ) . رعد ، 5
( 2 ) . اعراف ، 206
( 3 ) . مائدة ، 52
( 4 ) . حديد ، 4
( 5 ) . أنعام ، 3
( 6 ) . زخرف ، 84