است از لفظ « عين » كه منسوب به خداوند است . و فرموده :
( قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها )
- البته كه ( موجبات ) بينشها از پروردگارتان آمد پس هركس بصيرت يافت براى خود بهره گرفت ، و هر آنكه كور ماند بر خود زيان آورد « 1 » . وى گفته : و اينكه فرموده :
( وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا )
- و بر حكم پروردگار خود صبر كن كه تو زير نظر مايى « 2 » يعنى : به آيات ما ، با آن آيات به سوى ما نظر مىكنى ، و ما با آنها به سوى تو نظر مىكنيم ، و مؤيّد اينكه مراد از « أعين » در اينجا آيات است اينكه صبر بر حكم پروردگارش را به آن تعليل كرده ، و به طور صريح فرموده :
( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا * فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ
- به تحقيق كه ما بر تو اين قرآن را نازل كرديم ، پس بر اطاعت حكم پروردگارت شكيبا باش « 3 » ، وى گفته :
و اينكه دربارهء كشتى نوح ( عليه السّلام ) فرموده :
( تَجْرِي بِأَعْيُنِنا )
« 4 » يعنى : به آيات ما جريان مىيابد ، به دليل :
( وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها
- و دستور داد كه [ اى مؤمنان ] بر كشتى سوار شويد كه به نام خداوند روان شود و به ساحل نجات برسد « 5 » ، و فرمود :
( وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي
- و زير نظر من ساخته شوى « 6 » يعنى : بر حكم آيتى كه به مادرت وحى نمودم :
( أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ . . .
- اينكه او را شير بده پس اگر بر كودكت ( موسى ) بيمناك شدى او را در رود بيفكن . . . « 7 » . پايان گفته ابن اللّبّان .
و ديگرى گفته : در اين آيات منظور عنايت و حفظ خداى تعالى است .
5 - كلمهء « يد » در فرمودهء خداوند :
( لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ )
« 8 » ،
( يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ )
« 9 » ،
( مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينا )
« 10 » ،
( وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ )
« 11 » ، كه به قدرت تأويل شده است :
و سهيلى گفته : « يد » در أصل مانند « بصر » عبارت از صفتى براى موصوفى مىباشد ، از همين روى خداوند - سبحانه و تعالى - با « أيدى - دستها » ، « أبصار - چشمها » نيز مدح فرموده آنجا كه آمده :
( أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ )
« 12 » ، و أفراد مورد - نظر را با جوارح مدح نكرده است ، زيرا كه مدح به صفات تعلق مىگيرد نه ذات و جوهر اشياء ، لذا أشعرى گفته : يد صفتى است كه در شرع وارد شده ، و آنچه از معنى
هامش
( 1 ) . أنعام ، 104
( 2 ) . طور ، 48
( 3 ) . انسان ، 23 و 24
( 4 ) . قمر ، 14
( 5 ) . هود ، 41
( 6 ) . طه ، 39
( 7 ) . قصص ، 7 .
( 8 ) . ص ، 75
( 9 ) . فتح ، 10
( 10 ) . يس ، 71
( 11 ) . حديد ، 29
( 12 ) . ص 45