اين حديث شريف نظم نموده و آن دلالت صريحه بر ثبوت اين حديث دارد چنانچه در كتاب حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة بمدح جناب امير المؤمنين عليه السّلام گفته عالمى بود همچو نوح استاخ عالمى بود همچو روح فراخ دل او عالم معانى بود لفظ او آب زندگانى بود فهذا الحكيم السنائي قد أثبت بنظمه البليغ الفصيح صحة حديث التشبيه حتما و جزما بلا تشكيك و اقلاق فاضرم نار الجوى و الكمد فى قلوب الجاحدين المقتفين لآثار الدين قالوا فى حق الوحى الصّادق
إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ
و مخفى نماند كه بضياء مفاخر و سناء ماثر حكيم سنائى آفاق و اكناف موتلق و متاجّج و بنفحات محاسن و مكارم او ارجا و اطراف متارّج و بحار اسفار اعلام كبار بسيول مدائح او متموّجست عبد الرحمن بن احمد جامى در نفحات الانس گفته حكيم سنائى غزنوى قدّس سرّه كنيت و نام وى ابو المجد مجدود بن آدمست وى با پدر شيخ رضى الدّين على لا لا ابناء عم بودند از كبراى شعراى طائفهء صوفيه است و سخنان ويرا باستشهاد در مصنفات خود آوردهاند و كتاب حديقة الحقيقه بر كمال وى در شعر و بيان اذواق و مواجيد ارباب معرفت و توحيد دليلى قاطع و برهانى ساطعست از مريدان خواجه يوسف همدانيست و سبب توبه وى آن بود كه سلطان محمود سبكتگين در فصل زمستان بعزيمت گرفتن بعضى از ديار كفار بيرون آمده بود از غزنين و سنائى در مدح وى قصيده گفته بود مىرفت كه بعرض رساند بدر گلخنى رسيد كه يكى از مجذوبان از حد تكليف بيرون رفته كه مشهور بود بلاى خوار زيرا كه پيوسته لاى شراب خوردى در آنجا بود آوازى شنيد كه با ساقى خود مىگفت كه پر كن قدحى بكورى چشم محمود سبكتگين تا بخورم ساقى گفت محمود مردى غازيست و به او شاه اسلام