پرش به محتوای اصلی

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحه 307

پدیدآورندگان:

ص۳۰۷
و بعد سماع آن هم از لجاج و اعوجاج دست نبردارند بلكه همان نغمه و آهنگ ادعاى انقطاع و تاويل الا انه لا نبى بعدى بعدم النبوة و زعم استثناى عدم نبوت بردارند ناچار تخجيل و افحام و اسكات شاه صاحب بافاده والد ماجد شان كه خود درين باب جناب او را آيتى از آيات الهى و معجزه از معجزات نبوى گمان كرده مىنمايم پس بايد دانست كه شاه ولى اللَّه در كتاب قرة العينين گفته و از آن جمله حديث منزلت كه مدلول آن تشبيه‌ست به حضرت هارون و استثناء نبوت يعنى حضرت هارون جامع بودند در سه خصلت از اهل بيت حضرت موسى بودند و خليفه ايشان در وقت غيبت بجانب طور و نبى بودند و حضرت مرتضى در اهلبيت آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود و خليفه آن حضرت در مدينه در غزوه تبوك و نبى نبودند و اطالت متكلمين در عدّ منازل موافق معقول و منقول نه مىافتد انتهى درين عبارت چنانچه مىبينى شاه ولى اللَّه تصريح كرده كه مدلول حديث منزلت استثناء نبوتست پس تعمّق و تنطّع و تكايس و تحذلق شاه صاحب و تحقيق و تدقيق ايشان و اظهار مزيد نحو دانى كه بتقليد كابلى مقلد تفتازانى مقلد قوشجى اغاز نهاده‌اند همه محض خدع سراب و نقش بر آبست گرديد و الحمد للَّه فى المبدأ و المآب فوا عجباه كه چگونه شاه صاحب مخالفت و عقوق والد ماجد خود اختيار كرده تكذيب و تجهيل حضرتش با آنكه او را آيتى از آيات الهى و معجزه از معجزات نبوى مىدانند خواسته و همانا كمال بعد خود از عصبيت و عناد و نهايت ناحق كوشى و لجاج بمخالفت حق ثابت ساخته‌اند و چنانچه مزعوم شاه صاحب را افاده والد ماجدشان ابطال مىكند همچنان تصريح تلميذ رشيد والد ماجدشان اعنى سناء اللَّه پانىپتى هم اين وهم را به آب مىرساند