پروردگار گشتند ، و همراهشان خشك و تر بسيار سوخت ، قوله تعالى :
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً
] [ 1 ] [ 2 ] - انتهى .
از اين عبارت ظاهر است كه صرف نصوص قرآن و أحاديث از ظاهر كار ملاحده و زنادقه است ، و بارتكاب اين شنيعه بسيارى از شنائع و فضائح لازم مىآيد ، و دعائم دين العياذ باللّه منهدم مىگردد .
پس اگر مراد از امامت در حديث غدير و اشعار جناب أمير المؤمنين عليه السلام ، و حسان بن ثابت ، و قيس بن سعد ، و ديگر أحاديث داله بر امامت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام كه بعض آن سابقا مذكور شد ، و جملهاى از آن انشاء اللَّه تعالى در ما بعد مذكور خواهد شد ، معناى ظاهرى آن نباشد و محمول كرده شود بر امامت باطنه ، تأييد و تصويب اين زنادقه و ملاحده بأبلغ وجوه متحقق گردد ، العياذ باللّه من ذلك ! هفتم : آنكه امامت را از خلافت صرف ساختن ، و بر معناى ديگر انداختن بحقيقت علم معاندت و مشاقت خليفهء اول افراختن ، و رايت هتك ناموس او ، و علم قدح در دليل خلافت او برداشتن است ، چه حضرت او
بحديث « الائمة من قريش »
استدلال بر خلافت خود فرموده ، چنانچه از تصريحات ائمهء سنيه ثابت و محقق است .
پس اگر امامت بر خلافت دلالت ندارد ، چسان خليفهء اول
بحديث « الائمة من قريش »
بر خلافت خود استدلال نموده ، و امامت را بمعنى خلافت گرفته ؟
شاه ولى اللَّه در « ازالة الخفا » در شروط خلافت گفته :
هامش
[ 1 ] الانفال : 25 .
[ 2 ] تحفه اثنا عشريه : 269 - 270 .