تمام گفته كه تصدير اين قول بقول آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله :
« أ لستم تعلمون اني أولى بالمؤمنين »
تأييد اين قول مىكند .
پس به حمد اللَّه ثابت شد كه عدم حمل « مولى » بر معنايى كه از فقرهء سابقه مستفاد شده ، مخالف تبادر و صراحت است ، و فقرهء سابقه تأييد مىكند اين معنى را كه آنچه از اين فقره مستفاد است به همان معنى لفظ « مولى » در فقرهء
« من كنت مولاه ، فعلي مولاه »
مستعمل شده ، پس اين همه كد و كاوش و كوشش در ابطال استدلال اهل حقّ لا طائل محض و بيكار و منشأ آن عين تعصب ناهنجار است ، كه هر گاه امرى بمثابه در ظهور باشد ، كه اكابر علماى شما به آن اعتراف كرده باشند ، باز برد آن مشغول شدن علاوه بر مصادمت صراحت ، معاندت هم مذهبان خود است .
پنجم : آنكه شاهصاحب بتقليد اسلاف متعصبين و اتباع وساوس جاحدين گرفتار شده ، از تتبع آثار و تفحص اخبار و لحاظ قرائن و تأمل شواهد اعراض فرموده ، بر تمسك صحيح و استدلال متين اهل حقّ خنده مىزنند ، و مبانى انصاف بمعاول اعتساف مىكنند .
و للّه الحمد كه حقير سابقا بالخصوص لزوم حمل « مولى » در فقرهء :
« من كنت مولاه ، فعلي مولاه »
بر معنايى كه مراد است از فقرهء :
« أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم »
بنص حديث صحيح كه حاكم در « مستدرك » روايت كرده ، ثابت كردهام .
ششم : آنكه در بعض طرق حديث غدير ،
« من كنت أولى به من نفسه »
بجاى
« من كنت مولاه »
وارد است ، چنانچه در « مفتاح النجا » مذكور است :
[ و للطبراني برواية اخرى عن أبى الطفيل ، عن زيد بن أرقم بلفظ « من
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 535
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٣٥