اين وقت نصارى اين روايت موضوعه را بمقابله اهل اسلام برخوانند ، و دم مباهات و اتباع جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله بزنند ، و گويند كه فهم ما مطابق فهم آن حضرت است ، پس ( معاذ اللَّه ) عيسى خدا باشد و آن حضرت نبى بر حق نبود .
بيستم : آنكه اگر اين روايت موضوعه بر سبيل فرض باطل مسلم هم شود و از آن نفى يك كس از اولاد اهلبيت معصومين عليهم السّلام دلالت حديث غدير بر امامت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام و موافقت او با سنيه لازم مىآيد ، چه جا كه موافقت جميع اولاد اهلبيت عليهم السّلام با سنيه ثابت شود ؟ و چه جا كه موافقت خود اهلبيت عليهم السّلام با سنيه در نفى دلالت حديث غدير بر امامت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام واضح گردد ؟
پس احتجاج و استدلال به آن بر موافقت فهم سنيه با فهم اهلبيت عليهم السّلام زلل صريح و خطاى قبيح است ، و اگر اولاد ائمه معصومين عليهم السّلام را هم داخل اهلبيت سازد ، پس قيامت عظمى دگر باره بر سر سنيه حسب اين افاده ظاهر خواهد شد ، زيرا كه ائمه و مشايخ سنيه در جمعى از اولاد ائمه معصومين عليهم السّلام قدح و جرح كردهاند .
پس آن جمله است محمد بن جعفر بن محمد بن على ، كه ابن عدى [ 1 ] او را در مقدوحين داخل ساخته ، و خطيب از خود او تصريح بتزوير احاديث و شق مردم كتبى را كه از او شنيده بودند نقل كرده .
ذهبى در « ميزان » گفته :
[ محمد بن جعفر بن محمد بن علي الهاشمي الحسيني ، عن أبيه تكلم فيه ،
هامش
[ 1 ] عبد اللَّه بن عدى الحافظ الجرجاني المتوفى سنة ( 365 ) .