مخفى و محتجب نيست ، چه ظاهر است كه اگر « مولى » به معناى محب و ناصر ، يا محبوب باشد ، ارشاد جناب امير المؤمنين عليه السّلام :
« كيف أكون مولاكم و أنتم قوم عرب » ؟
معاذ اللَّه كلام بىانتظام خواهد بود ، زيرا كه بنا بر اين معناى قول آن حضرت چنين خواهد بود :
« كيف أكون محبكم ، أو ناصركم ، أو محبوبكم و أنتم قوم عرب » ؟
و ظاهر است كه نسبت اين كلام بجناب امير المؤمنين عليه السّلام كه افصح ناس بعد جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله است ، ادنى عاقلى نخواهد كرد ، كه محبيت و نصرت جناب امير المؤمنين عليه السّلام براى عرب ، و همچنين محبوب بودن آن حضرت براى عرب اصلا محل استبعاد و استغراب نيست .
پس اگر ابو ايوب و همراهيان او محبيت يا نصرت آن حضرت براى خودها ثابت كردند ، در آن كدام استبعاد است كه آن حضرت به ارشاد :
« كيف أكون مولاكم و أنتم قوم عرب » ؟
منافات مولائيت خود با عربيتشان بيان فرمودند .
پس معلوم شد كه مراد از « مولى » در قول ابو ايوب و همراهان او :
« السلام عليك يا مولانا » ، مالك و متصرف في الامور بود ، و چون تا زمان عثمان عرب آن حضرت را مالك و متصرف امور خود نگردانيده بودند ، بلكه ارجاع ولايت تصرف به ديگران كرده بودند ، آن حضرت براى توبيخ و تفريعشان استبعاد مولائيت خود بر ايشان حسب مزعومشان بيان فرمودند ، تا اثبات مطلوب بتصريح تمام از زبان ابو ايوب و همراهيان او بنقل حديث غدير دال بر مالكيت و تصرف آن حضرت در عرب ، و اعتراف و اقرارشان بأمر حق بر مردم ظاهر شود .
و اين ارشاد آن حضرت مشابه به آنست كه اگر عالمى جليل الشأن در ميان
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٩٣