بستر ناپديدشدگان كه به خدمتش مىشتابند و قبيلههاشان و روندگان در شب و روز به مكّه و آن هنگامى است كه مردم صدا ( ى آسمانى ) را مىشنوند ، در سالى كه امر خداى - عزّ و جلّ - ظاهر مىشود و آنان نجبا و قاضيان حكمران بر مردماناند :
از طاربند شرقى ، يك مرد و او مرزبان سيّاح است
و از صامغان « 1 » ، دو مرد
و از اهل فرغانه « 2 » ، يك مرد
و از اهل ترمد « 3 » ، دو مرد
و از ديلم « 4 » ، چهار مرد
و از مرورود « 5 » ، دو مرد
و از مرو ، دوازده مرد
و از بيروت ، نه مرد
و از طوس ، پنج مرد
و از فرياب ، دو مرد
و از سجستان « 6 » ، سه مرد
[ و از طالقان ، بيست و چهار مرد و از جبال غور ، هشت مرد ]
و از نيشابور ، هجده مرد
و از هرات ، دوازده مرد
و از بوسنج ، چهار مرد
هامش
( 1 ) . صامغان از آبادىهاى خطّهى طبرستان كه به فارسى آن را « بميان » گويند .
( 2 ) . فرغانه : يكى از شهرهاى بزرگ ماوراء النّهر .
( 3 ) . ترمد : جايى در بلاد بنى اسد .
( 4 ) . ديلم : نام چشمهى آبى از بنى عبس [ يا ديلمان ( - ديلمستان ) ؟ ] .
( 5 ) . مرورود : شهرى در نزديكى مروشاهجان [ - مرو شاه جهان ] از شهرهاى مشهور خراسان .
[ مرو الرود يا مرو رود يا مرغاب نزديك مرو . رك . فرهنگ فارسى معين . ]
( 6 ) . سجستان [ - سيستان ] : از نواحى و بلاد بزرگ .