و سيرت رسول اللّه با من بحث دارد ( بداند كه ) من از تمامى مردم به سنّت و سيرت رسول خدا نزديكترم .
هركس امروز سخنم را شنيد ، او را به خدا سوگند مىدهم كه حاضرانتان به غايبان برسانند و شما را به حقّ خداوند و حقّ رسول او و حقّ خودم سوگند مىدهم - و مرا بر شما حقّ خويشاوندى به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم هست - كه ما را يارى دهيد و ظلمكنندگان به حقّ ما را از ما دور سازيد ؛ چه همانا ما ( خاندان پيامبر ) بيم زدهايم و بر ما ظلم گرديده است و از شهر و ديار و فرزندانمان آواره گشتهايم . به ما تعدّى كرده و از حقّمان دور ساخته و اهل باطل را بر ما مقدّم داشتهاند . پس خدا را ، خدا را دربارهى ما ! تنها و بىيارمان مگذاريد و يارىمان كنيد كه خداوند يارىتان خواهد كرد .
آنگاه خداوند 313 مرد اصحابش را برايش جمع خواهد ساخت ، بىقرار قبلى . همچون قطعههاى ابر پاييزى ، آنان را گرد مىآورد و اين است - اى جابر - معنى آيهاى كه خداوند مىفرمايد : ( هركجا باشيد ، خداوند همهى شما را خواهد آورد . محقّقا خدا بر هر چيز تواناست . )
( آنها ) در ميان ركن و مقام ، با او بيعت مىكنند و عهدنامهاى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با اوست كه فرزندان ( پيغمبر ) آن را از پدرانشان به ارث بردهاند . اى جابر ، قائم عليه السّلام مردى از فرزندان حسين [ بن على ] عليهما السّلام است . خداوند كار او را در يك شب برايش اصلاح مىفرمايد . پس اى جابر ، هرچه بر مردم مشكل شود ، اينكه او از فرزندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و وارث علماست ، عالمى پس از عالم ديگر ، بر آنها مشكل و مشتبه نيست و اگر همهى اينها بر آنان دشوار گردد ، همانا آن صداى آسمانى بر ايشان مشتبه نخواهد شد ؛ آنگاه كه به نام او و نام پدرش و [ نام مادرش ] بانگ زده شود . »
[ 15 ] الطّبرسيّ في الاحتجاج : عن عبد العظيم الحسنيّ رضي اللّه عنه قال :
قلت لمحمّد بن عليّ بن موسى عليهم السّلام : [ يا مولاي ] إنّي لأرجو أن تكون القائم من
المحجة فيما نزل في القائم الحجة ع (سيماى حضرت مهدى ع در قرآن) (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: السيد هاشم البحراني
ص٦٧