تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المحجة فيما نزل في القائم الحجة ع (سيماى حضرت مهدى ع در قرآن) (فارسى) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
القائم عليه السّلام .
ثُمَّ نَظَرَ
إلى رسول اللّه « 1 » صلّى اللّه عليه و إله و سلم و أمير المؤمنين عليه السّلام
ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ
ممّا أمر به
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ
فقال :
إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ
- قال : - ( إنّ ) زفر ( قال ) : ( إنّ ) النّبيّ صلّى اللّه عليه و إله و سلم سحر النّاس لعليّ « 2 » عليه السّلام .
إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ
أي ليس بوحي « 3 » من اللّه عزّ و جلّ ،
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ . . .
إلى آخر الآية فيه نزلت . » « 4 » علىّ بن ابراهيم گويد : ابو العبّاس حديث‌مان داد ، وى گفت : يحيى بن زكريّا حديث‌مان داد ، از علىّ بن حسّان ، از عمويش عبد الرّحمان بن كثير ، از حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام راجع به قول خداوند : ( آن را كه تنها ( يش ) آفريدم ، به من واگذار ) فرمود : « وحيد ( در اين‌جا ، آن ) ناپاك‌زاده است و او " زفر " است . » و برايش مالى فراوان و دراز قرار دادم ) فرمود : « ( يعنى ) اجل ممدود ( و بلند تا مدّتى ) . » ( و پسران آماده به خدمت ) فرمود : « هم‌پالكىهاى او كه گواهى دادند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ارث بر جاى نمىگذارد ! ( و زمينه‌هاى قدرت و حكومت را برايش فراهم آوردم ) ( يعنى ) آن ملكى را كه به دو داده بود براى وى آماده ساخت . » ( سپس ( با آن‌همه ظلم و جنايت ) طمع دارد كه ( نعمت‌هايم را ) بر او بيفزايم ! * هرگز ، كه او با آيات ما عناد مىورزيد ) فرمود : « ولايت امير المؤمنين عليه السّلام را منكر بود و در مورد آن با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم عناد ورزيد ، ( به زودى او را به آتش دوزخ درافكنيم * او با خود انديشيد و نقشه‌اى طرح كرد ) در مورد ولايت كه به آن مأمور شده بود ، فكر كرد و چنين نقشه كشيد كه : چون رسول خدا از دنيا رحلت كرد ، نسبت به بيعتى كه با امير المؤمنين عليه السّلام در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم انجام داده بود وفادار نماند و كار خلافت را تسليم آن حضرت ننمايد . » ( پس او كشته باد كه چه فكر غلطى كرد ! [ * باز هم كشته باد كه چه انديشه‌ى نادرستى
هامش
( 1 ) . در مأخذ : النّبيّ . ( 2 ) . در مأخذ : بعليّ . ( 3 ) . [ در مأخذ : هو وحيا . ] ( 4 ) . تفسير قمى 2 : 395 .