ظهرت ، ظهر على من ظهر « 1 » فقتله . » « 2 »
ابن بابويه گويد : مظفّر بن جعفر بن مظفّر علوى رحمه اللّه برايمان حديث آورد ، وى گفت : جعفر بن محمّد بن مسعود ، از پدرش ، از علىّ بن محمّد ، از احمد بن محمّد ، از حسن بن محبوب ، از ابراهيم كرخى برايمان حديث آورد كه گفت : به حضرت ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم ( يا مردى به آن حضرت عرضه داشت ) :
أصلحك اللّه « 3 » ، آيا حضرت على عليه السّلام در دين خداى [ عزّ و جلّ ] قوى ( و ثابت ) نبود ؟ فرمود : « چرا . »
عرض كردم : پس چگونه قوم بر او چيره شدند و چگونه آنها را نراند ؟ چه چيز آن حضرت را از اين كار باز داشت ؟
امام عليه السّلام فرمود : « آيهاى در كتاب خداى - عزّ و جلّ - آن حضرت را باز داشت . » راوى گويد : عرض كردم : كدامين آيه ؟ فرمود : « قول خداى - عزّ و جلّ - : ( اگر ( آن عناصر كفر و ايمان ) از هم جدا مىشدند ، همانا افراد كافر از ايشان را به عذابى دردناك معذّب مىساختيم ) . خداى - عزّ و جلّ - سپردههاى مؤمنى در اصلاب افراد كافر و منافق داشت .
پس على عليه السّلام پدران را نمىكشت تا اينكه آن وديعهها بيرون آيند و چون آن ودايع بيرون آمدند ، آن حضرت به كشتن آنان اقدام كرد و همينطور قائم ما اهل البيت ابدا .
ظاهر نخواهد شد تا اينكه سپردههاى خداى - عزّ و جلّ - بيرون آيند و چون ظاهر گردند ، آن حضرت نيز آشكار خواهد شد و ( مخالفان را ) خواهد كشت . »
[ 232 ] عليّ بن إبراهيم ، قال : حدّثنا أحمد بن عليّ ، قال : حدّثنا الحسين بن عبد اللّه السّعديّ ، قال : حدّثنا الحسن بن موسى الخشّاب ، عن عبد اللّه بن الحسن « 4 » عن بعض أصحابه ، عن فلان الكرخيّ قال :
هامش
( 1 ) . در مأخذ : يظهر .
( 2 ) . كمال الدّين 2 : [ 641 - 642 ، باب 54 ، ح دوم ذيل قصّهى بلوهر و بوذاسف ] .
( 3 ) . [ رك . توضيح ذيل ص 335 . ]
( 4 ) . در مأخذ : الحسين .