و يلقيه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم إلى أمير المؤمنين عليه السّلام ، و يلقيه أمير المؤمنين [ عليه السّلام ] إلى الأئمّة عليهم السّلام حتّى ينتهي ذلك إلى صاحب الزّمان عليه السّلام ، و يشرط « 1 » له ما فيه البداء و المشيئة و التّقديم و التّأخير . » « 2 »
علىّ بن ابراهيم گويد : پدرم از ابن ابى عمير ، از عبد اللّه بن مسكان ، از ابو جعفر باقر و ابو عبد اللّه صادق و ابو الحسن كاظم عليهم السّلام برايم چنين حديث گفت :
« ( ح م * سوگند به كتاب روشن * همانا ما نازل كرديم ) يعنى قرآن را ( نازل كرديم ) ( در شب مباركى تا خلق را ( از عذاب آخرت ) بترسانيم و هشدار دهيم ) و آن شب قدر است . خداوند در آن شب قرآن را يكجا به بيت المعمور نازل فرمود . سپس از بيت المعمور بر پيغمبر ( رسول خدا ) صلّى اللّه عليه و إله و سلم در طول بيست [ و سه ] سال ( به تدريج ) نازل گشت . ( در آن شب ) يعنى در شب قدر ، ( هر امرى با حكمت تعيين اندازه مىشود ) يعنى خداوند هر امرى را از حقّ و [ از ] باطل و آنچه در آن سال مىشود همه را تقدير مىفرمايد و بدا و مشيّت ( در آنها ) برايش هست . آنچه را بخواهد ، اجلها و روزىها و ابتلائات [ و عوارض ] و بيمارىها را ، پس و پيش مىكند و آنچه بخواهد در آنها مىافزايد و آنچه بخواهد از آنها مىكاهد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آن ( مقدّرات ) را به امير المؤمنين عليه السّلام القا مىفرمايد و امير المؤمنين به امامان عليهم السّلام تا كار به حضرت صاحب الزّمان عليه السّلام منتهى مىگردد و آنچه در آن بدا و مشيّت و تقديم و تأخير هست ، براى او ( بهطور ) مشروط بيان مىگردد . »
هامش
( 1 ) . [ در مأخذ : يشترط . ]
( 2 ) . تفسير قمى 2 : 290 .